قالب وبلاگ

X
تبلیغات
رایتل

روانشناسی مثبت نگر
روان شناسی یادگیری،شیوه های مطالعه، مهندسی معکوس تست های کنکور 
آخرین مطالب
بازی های جذاب و مهیج

روابط سالم و سازنده بین همسران

ارتباط چیست؟
ارتباط انگاره‏ای است که با آن دو نفر یکدیگر را می‏سنجند و همچنین وسیله‏ای است که به واسطه آن، این سطح می‏تواند برای هر دو تغییر کند. ارتباط شامل رشته کامل راه‏های ردّ و بدل کردن اطلاعات بین مردم است، و یا اطلاعاتی را که می‏دهند و می‏گویند و نیز راه‏های استفاده از این اطلاعات را در بر دارد. ارتباط نحوه معنا بخشیدن به این اطلاعات به وسیله مردم را نیز در برمی‏گیرد. ارتباط آموخته می‏شود. شاید تا وقتی که به سن پنج سالگی می‏رسیم بیش از یک میلیارد تجربه شرکت در ارتباط را آموخته باشیم. در آن سن، از اینکه چطور خود را ببینیم، از دیگران چه انتظاری می‏توانیم داشته باشیم و در دنیا، چه چیز به نظرمان ممکن یا ناممکن می‏آید، تصورهایی پیدا کرده‏ایم. این تصورها راهنمای ثابتی برای بقیه عمر ما خواهند بود.
همین که آدمی دریافت همه ارتباط خود را از راه یاد گرفتن به دست آورده است، اگر دوست داشته باشد، می‏تواند برای تغییر آن دست به کار شود. ذکر این نکته سودمند است که هر طفلی که چشم به جهان می‏گشاید، تنها چیزی که همراه می‏آورد مواد خام است. او نه از خود مفهومی دارد، نه تجربه ارتباط با دیگران، و نه تجربه پرداختن به دنیای اطرافش. او همه این چیزها را از طریق ارتباط با کسانی که پس از تولّد مسئول تربیت او هستند، می‏آموزد.
ارتباط مانند دوربین فیلم‏برداری مجهّز به دستگاه صدابرداری است، فقط در زمان حال کار می‏کند؛ همین جا، همین حالا، بین من و تو.
ارتباط چنین عمل می‏کند: تو و من روبه‏روی هم قرار داریم. حواس تو درمی‏یابند که من چه شکل هستم، صدایم چطور است، چه بویی می‏دهم، و اگر بر حسب اتفاق، مرا لمس کنی، چه احساسی به تو می‏دهم. آن‏گاه مغز تو گزارش می‏دهد که این‏ها برای تو چه معنایی دارند، به تجربیات گذشته‏ات رجوع می‏کند و بر اساس آنچه مغز گزارش می‏دهد، احساس راحتی یا ناراحتی خواهی کرد.

زمینه ارتباط
زمینه ارتباطی اشخاص در تمام مدت زندگی‏شان شکل می‏گیرد و روی همه روابط آن‏ها اثر می‏گذارد. چگونگی ارتباط در خانواده پدری، فرهنگ، جنسیت، طرز برقراری رابطه با دیگران، تجارب ناشی از روابط صمیمانه قبلی، برداشت از روابط و شخصیت، روی چگونگی این زمینه تأثیر می‏گذارند. بخش اعظم زمینه ارتباطی هر فرد زمانی شکل گرفته که هنوز به رابطه موجود قدم نگذاشته است. اما با این وجود، بر رابطه کنونی شما تأثیر می‏گذارد.
اینکه تفاوت در زمینه‏های ارتباطی به رابطه بهتر کمک می‏کند یا از کیفیت آن می‏کاهد، بستگی به آگاهی طرفین از آن‏ها دارد. وقتی از زمینه ارتباطی همسر خود بی‏اطلاع هستیم، اغلب به اشتباه فرض را بر این می‏گذاریم که همسر ما از زمینه‏ای مشابه ما برخوردار است. اما این تصور به روشنی مسئله‏ساز می‏شود.
در روابط صمیمانه، یکی از رایج‏ترین تفاوت‏ها در زمینه ارتباط، به جنسیت برمی‏گردد. برای مثال، بسیاری از زوج‏ها نمی‏دانند و متوجه نیستند که زن و مرد از دو شیوه ارتباطی متفاوت استفاده می‏کنند. اغلب مردها بر این باورند که وقتی کسی مسئله‏ای را با آن‏ها در میان می‏گذارد، انتظار دارد که مسئله‏اش حل شود و به همین دلیل، بی‏درنگ راه‏حل ارائه می‏دهند. از سوی دیگر، اغلب زن‏ها معتقدند که در میان گذاشتن مسائل خود با دیگران راهی برای پیوند و رسیدن به احساس حمایت است، حتی اگر مسئله آن‏ها لاینحل باشد. بی‏توجهی به این موضوع، اغلب ایجاد ناراحتی می‏کند: زن از مسائلش شکایت می‏کند و مرد راه حل نشان می‏دهد. در این شرایط، هرگز عجیب نیست اگر زن احساس کند که همسرش به صحبت‏های او گوش نمی‏دهد، مرد هم به این نتیجه برسد که زنش تنها قصد شکایت دارد؛ زیرا هرگز به راه‏حل‏های پیشنهادی او توجه نمی‏کند.
اما زوجی که از تفاوت زمینه‏های ارتباطی زن و مرد آگاهند، گرفتار این سوءبرداشت از ارتباط نمی‏شوند؛ زیرا زن و مرد هر دو از مطلبی که دیگری مخابره می‏کند اطلاع دارند. وقتی شما و همسرتان از تفاوت‏های موجود در زمینه ارتباطی یکدیگر آگاه باشید، این تفاوت‏ها بسیار کمتر تولید اشکال می‏کنند و به زندگی علاقه و تنوّع بیشتری می‏بخشند.
«زمینه ارتباطی» هر فرد در حکم عینکی است که از پشت آن به همه اتفاقاتی که در زندگی رخ می‏دهد، نگاه می‏کند. اگر بداند که او و همسرش از چگونه لنزهایی استفاده می‏کنند، به راحتی می‏توانند میان واقعیت‏ها و برداشت خود از واقعیت‏ها تمیز قایل شوند.

پایه‏های روابط
روابط صمیمانه درازمدت نیاز به آن دارد که فرد به شکلی کلّی برای شریک زندگی خود ارزش قایل شود. ارزش قایل شدن را می‏توان به سه مهارت ارتباطی جداگانه تقسیم کرد:

1. احترام متقابل
وقتی از احترام صحبت می‏کنیم، به نگرشی اشاره داریم که همسران در آن، برای همدیگر احترام بالایی قایل هستند و یکدیگر را منحصر به فرد و ارزشمند تلقّی می‏کنند. علاوه بر این، همسرانِ دارای این نگرش، دوست دارند احترامشان را بر زبان آورند و آن را به نوعی، عملی سازند. بنابراین، تعجب‏آور نیست اگر هنگام بروز تمایل برای حل مشکلات مربوط به زوج، شاهد احترام هستیم. احترام در اصلی‏ترین شکل خود، از طریق توانایی گوش کردن و توجه به همسر نشان داده می‏شود. روشن است که این توانایی‏ها از نگرش صرف فراتر می‏روند و در حوزه ارزش‏گذاری فعّالانه و قدردانی احترام‏آمیز قرار می‏گیرند. معنای احترام این نیست که زن و شوهر عواطف و احساسات خود را، خواه به صورت خشم و سرسختی و ناراحتی روحی و خواه غیر آن، از یکدیگر پنهان و آن‏ها را به صورت عقده‏های روانی روی هم جمع کنند. خشم‏های سطحی و بگومگوهای مختصر و کوتاه بین زن و شوهر در زندگی زناشویی مانند رعد و برق است و همیشه پس از رعد وبرق، باران می‏بارد و این باران درخت زناشویی را بارور می‏سازد. همچنین احترام متقابل به معنای عدم انتقاد از یکدیگر نیست. گاهی لازم می‏شود به صراحت از رفتار نامناسب یکدیگر انتقاد کنند و از تندخویی بپرهیزند. در این صورت نیز باید به این نکته توجه کنند تا انتقاد آنان بی‏اثر و بی‏نتیجه نماند.

2. درک و فهم متقابل
درک و فهم نیز فرایندی پیچیده است که همسران به وسیله آن اطلاعات متقاعدکننده و توضیح‏دهنده را از یکدیگر به دست می‏آورند. هنگامی که ابهام وجود دارد، می‏توان به همسران آموزش داد که این عبارت ساده را بیان کنند: «مطمئن نیستم که حرف‏هایت را به خوبی می‏فهمم، می‏توانی بیشتر توضیح بدهی؟» این جمله ظاهرا یک تقاضای ساده برای کسب اطلاعات بیشتر است. با وجود این، در معنای ظریف‏تر، همسران به اشاره می‏گویند: «من واقعا تلاش می‏کنم که این مسئله را از دیدگاه تو ببینم.» در حقیقت، این همه آن چیزی است که درک و فهم به آن مربوط می‏شود؛ یعنی توانایی دانستن و درک همدلانه آنچه همسر تجربه کرده است. افزون بر این، نوعی پذیرش تجربه نیز هست. این به آن معنا نیست که همسران پیوسته با یکدیگر موافقند، بلکه به این معناست که آنان به چارچوب‏های داوری یکدیگر مشروعیت می‏بخشند. در اصل، هر فرد می‏داند که «متقاعد شده است»؛ یعنی طرفین در مفاهیم ارتباطی شرکت داده شده و مورد تأیید و موافقت قرار گرفته‏اند.

3. حسّاسیت
آگاه بودن از نیازهای همسر، یک جزء کلیدی در فرایند ارتباط است. متأسفانه به نظر می‏رسد که این کار نسبتا مشکل است. افراد اغلب آن‏قدر به فکر خود هستند که حتی از شناخت خواسته‏های همسرشان نیز کوتاهی می‏کنند. در برخی موارد دیگر، آنان برای شنیدن نیازهای همسرشان به آسانی وقت صرف نمی‏کنند. اما زوج‏هایی نیز هستند که تصمیم می‏گیرند نسبت به یکدیگر حسّاس نباشند؛ چون می‏ترسند از سوی همدیگر مورد سوء استفاده قرار گیرند. در همه این موارد، نتیجه نهایی یکسان است: همسران در شناسایی و یا ارضای نیازهای یکدیگر شکست می‏خورند و بنابراین، از هم دورتر و دورتر می‏شوند.

ویژگی‏های روابط سالم و سازنده همسران
روابط سالم و صحیح زوجین زمانی میسّر می‏شود که زوجین در امر مبادله اطلاعات و احساسات، مسائل خاصی را رعایت کنند. در این بخش، به این مسائل اشاره می‏شود:

1. درک متقابل یکدیگر
شک نیست که زن و شوهر از دو خانواده و در دو فرهنگ جداگانه پرورش یافته‏اند. طرز فکرها، سلیقه‏ها، طرز تلقّی‏ها و برداشت‏ها متفاوتند و ممکن است درباره هر مسئله اختلاف‏نظر وجود داشته باشد. در اختلاف‏نظر است که هریک مدعی اتخاذ شیوه‏ای می‏شود و چون با همدیگر کنار نمی‏آیند، می‏گویند: همسرم مرا درک نمی‏کند. این خود موجب پیدایش انفجار در زندگی خانوادگی است. اما اگر دو نفر بکوشند که یکدیگر را بشناسند و از علایق و اندیشه‏های یکدیگر آگاهی پیدا کنند، مطمئنا به موفقیت‏هایی دست می‏یابند.
در راه درک یکدیگر و رسیدن به تفاهم، زوجین باید به این اطمینان برسند که محبوب یکدیگرند و در بینشان پیوندی حقیقی وجود دارد.
این نکته را نباید فراموش کنیم اگر انتظارات افراد از دیگران با مقدورات آن‏ها برابری داشته باشد، آنجا درک کردن وجود دارد. در چنین موقعی، تلاش و کوشش و امید حرکت به وجود خواهد آمد. ولی وقتی انتظارات از حدود مقدورات فرد خارج باشد، درک کردن وجود ندارد و در نتیجه، سردی و یأس و سکوت به وجود خواهد آمد؛ به جای حرکت بیشتر، سکون و رکود جایگزین خواهد شد؛ زیرا وقتی کسی را درک نکرده باشیم، طرف مقابل دچار رنج و ملال شده، از حرکت و پویایی باز خواهد ایستاد.

2. تکریم یکدیگر
در زندگی مشترک زوجین، شاید رعایت آداب به صورتی کامل امکان‏پذیر نباشد، ولی وجود احترام متقابل برای آن‏ها اصلی اساسی است. درگیری‏ها و اختلافات آشکار هنگامی پدید می‏آیند که پرده حرمت فیمابین دریده شود و طرفین برای یکدیگر ارزش و احترامی قایل نباشند. مهم‏ترین شیوه برای جلوگیری از بروز درگیری‏ها در بین زن و شوهر تحکیم روابط و تکریم یکدیگر است. تکریم کردن زن به شوهر و بر عکس، طرفین را دل‏باخته و اسیر یکدیگر می‏سازد؛ آن‏چنان که هرگز از زندگی با همدیگر احساس سیری و خستگی نمی‏کنند و سعی دارند همیشه در کنار یکدیگر و دور از همه‏گونه فریب‏ها زندگی کنند. حرمت گذاردن به هم یک حُسن است و هر زن و مرد باید در جست‏وجوی نقاط مثبت در زندگی همسر و تکریم او به خاطر آن نقطه مثبت باشد.
بزرگداشت و تکریم به شخصیت، برای همسران، بلکه هر انسانی یک نیاز طبیعی است. در اثر غریزه حبّ ذات که در طبیعت انسان نهاده شده، به ذات خویش علاقه دارد، میل دارد دیگران نیز شخصیت او را بپذیرند و گرامی بدارند.
اگر نیاز طبیعی به تکریم شخصیت هر فرد در خانواده تأمین شد، احساس آرامش می‏نماید و به نفس خویش اعتماد پیدا می‏کند. از توانایی‏های خود استفاده می‏نماید و با دل‏گرمی و امید به موفقیت و کسب رضایت سایر اعضای خانواده در مسیر زندگی قدم برمی‏دارد، به خانواده همسر و دیگر مردم خوش‏بین می‏شود و آنان را قدرشناس و قابل اعتماد می‏داند و از همکاری با افرادی که قدر او را شناخته و شخصیتش را گرامی می‏دارند، هراسی ندارد.
همسری که مورد تکریم و احترام خانواده قرار گرفته است، به خانواده خود عشق می‏ورزد و در احترام متقابل همسر خود، از هیچ کوششی دریغ نمی‏کند.
انسان برای حفظ کرامت ذات و مقام و موقعیت خود، حاضر می‏شود حتی از خواسته‏های درونی خویش چشم‏پوشی نماید. در احادیث معصومان علیهم‏السلام نسبت به این امر نیز اشاره شده است. امیرالمؤمنین علیه‏السلام می‏فرماید: «هر که نفس خویش را گرامی بدارد، او را به ذلّت معصیت نمی‏کشاند.»
ایشان همچنین می‏فرماید: «هر که نفس خویش را گرامی بداند، ترک خواسته‏های نفسانی برایش آسان خواهد بود.»
اگر این نیاز طبیعی در چارچوب روابط سالم همسر تأمین نشود، بلکه بر عکس، همسر مورد تحقیر قرار گیرد و به شخصیتش ضربه وارد شود، خود را ضعیف و ناتوان و همسر خود را قدرناشناس به حساب می‏آورد؛ چون از همسر و خانواده احترام ندیده است، نسبت به همسر خود بدبین می‏شود. در این زمان است که سوءظن‏ها و بدبینی‏ها سراسر وجود او را می‏گیرد و درصدد انتقام‏جویی برمی‏آید. از این‏رو، در احادیث معصومان علیهم‏السلام در مورد کسانی که مورد تحقیر قرار گرفته‏اند و عزّت نفس آن‏ها مورد خدشه واقع شده، روایات بسیاری وارد شده است.
امیرالمؤمنین علیه‏السلام می‏فرمایند: «هر که نفس خویش را پست بداند، خیری از او امید نمی‏رود.»
در حدیثی دیگر امام صادق علیه‏السلام می‏فرماید: «هیچ‏کس تکبّر و طغیان نمی‏کند، مگر در اثر ذلّتی که در نفس خویش احساس می‏کند.»

3. چشم‏پوشی از خطاها
بیشترین سفارش اسلام در مورد مسائل خانوادگی، در زمینه گذشت و اغماض هریک از زن و شوهر در لغزش‏ها، کج‏خلقی‏ها و اشتباهات یکدیگر است؛ زیرا زن و شوهر دو انسانی هستند که همانند همه انسان‏های دیگر، روحیات و طرز تفکرهای دوگانه دارند. آن‏ها که مدعی‏اند ما در همه موارد یک طرز تفکر داریم و در همه مسائل موافق و هماهنگ هستیم، شاید هنوز زمینه و موقعیت برایشان پیش نیامده است که خصلت‏های واقعی همدیگر را بشناسند، ضمن آنکه اگر زن و شوهری با روحیه مشترک پیدا شوند، باز هم هیچ‏کدام از اشتباه و خطا و عصبانیت مصونیت ندارد. از اینجاست که اهمیت گذشت و تأثیر آن در تداوم روابط سالم آشکار می‏شود.
وجود عفو و گذشت به یقین کانون خانواده را گرم نگاه می‏دارد، عشق و محبت را سرزنده می‏کند و اختلاف و مشاجرات را به پایان می‏برد. عفو و گذشت نشانه حسن نیت و خوش‏بینی به زندگی است. عفو و اغماض به طور قطع، در عواطف دو طرف اثر خوبی می‏بخشد و در طرز تفکر و شیوه عمل آن‏ها تحوّل ایجاد خواهد کرد. چه بسیار تیرگی‏ها که در پرتو این صفت از میان برخاسته و جای خود را به صفا و صمیمیت داده است.
زن و شوهر، هر دو باید توجه داشته باشند که انسان به این سادگی و سرعت توان رسیدن به آگاهی و پی بردن به خطاها و اشتباهات خود را ندارد، باید با شیوه‏ای بسیار لطیف و با روشی بسیار ملایم و دقیق او را به قله آگاهی رسانید، خداوند در قرآن کریم سفارش می‏کند که از خطای دیگران چشم‏پوشی کنید بلکه خطای آنان را نادیده بگیرید.
«وَلیَعفوا و لیصفَحوا الا تُحبُّونَ ان یَغْفِرَ اللّهُ لَکُم واللّهُ غفورٌ رحیم» (نور: 22)؛ باید عفو کنید و چشم بپوشید، آیا دوست نمی‏دارید خداوند شما را ببخشد؟! و خداوند آمرزنده و مهربان است.

4. برخورد منطقی
از ویژگی‏های روابط سالم و سازنده همسران این است که در عین انتقاد و اعتراض‏هایی که به عملکرد یکدیگر دارند، با همسرشان برخوردی انسانی و منطقی دارند. در مواردی ممکن است شما قدرت داشته باشید حرف خود را بر کرسی بنشانید و برتری خود را اثبات کنید و حتی آبروی همسرتان را به خطر اندازید، ولی قدرت منطق و رفتار منصفانه مانع از وقوع چنین امری می‏شود.
همچنین ممکن است توقّع حقی را از همسر خود داشته باشید، ولی وقتی با دیدی منطقی به آن می‏نگرید، درمی‏یابید که وصول به آن امکان‏پذیر نیست و از عهده همسرتان خارج است. متأسفانه برخی از افراد به دست و پای همسر خود می‏آویزند و نیروی حرکت او را می‏گیرند و یا او را از کار می‏اندازند تا به خواسته و هدف خود برسند. به نظر می‏رسد اگر فردی این چنین به هدف خود دست یابد، از آن سودی نخواهد برد و در واقع، محروم و ناکام خواهد ماند، ضمن اینکه همسرش را از خود گریزان کرده است.
تعادل در زندگی مشترک زمانی برقرار می‏شود که روابط متقابل بر پایه‏های عقلانی استوار باشد. آدمی به دلیل حبّ نفس (خودپرستی)، پیوسته گرایش به جانب منافع شخصی دارد و سیاست جلب منفعت و دفع ضرر را بر خط مشی‏های دیگر ترجیح می‏دهد. چنین نگرشی در زندگی دوران تجرّد، تا حدی عملی و امکان‏پذیر است، ولی در زندگی مشترک، با لحاظ پیدایش روابط و مناسبات جدید، سلیقه‏های شخصی زن و شوهر در تقابل با یکدیگر قرار می‏گیرند؛ چون هریک از دریچه منفعت شخصی به زندگی می‏نگرد و ترجیحات او از نوع نفسانی است تا عقلانی.
در چنین شرایطی، اگر زوجین دارای اخلاق ملایم و تربیت صحیحی باشند، می‏توانند به جای اعمال سلیقه شخصی و حاکمیت زور و قدرت در عرصه زندگی، پایه‏های استوار و مطلوبی برای حل اختلاف سلیقه‏های خود بیابند و منطق در صحنه زندگی‏شان حاکم باشد. زوجین، بخصوص مردها، باید این واقعیت را بپذیرند که هرگز اعمال قدرت، قدرت نمی‏آفریند، بلکه از زور و قدرت باید زمانی استفاده کنند که از راه‏های دیگر مأیوس گردیده باشند.

5. رعایت احکام و ارزش‏های الهی در زندگی
بسیاری از اختلافات و درگیری‏ها بدان دلیل است که طرفین به اصول و ارزش‏های دینی و اخلاقی خود و همسرشان پایبند نیستند و هرگونه خلاف و ناشایستی را مرتکب می‏شوند، بدون اینکه از آن اندیشناک باشند. حفظ عفّت و تقوا برای ادامه زندگی سالم ضروری است. زن و شوهر در این رابطه، باید مراقبت‏هایی داشته باشند و ارزش‏های دینی را رعایت کنند. اهمّ مسائلی که در این زمینه باید مورد نظر زنان و مردان باشد عبارت است از:

الف. حفظ عفاف:
نه تنها از دید مذهب، بلکه از دید مادی هم برای تداوم حیات زناشویی حفظ تقوا و عفاف ضروری است. این واقعیتی است که همسران پس از ازدواج در رابطه با همسر خود مالکیتی قایلند و دوست دارند همسرشان تنها از آن خودشان باشد، حتی نگاهش، خنده‏اش، معاشرت نیکویش انحصارا از آنِ او باشد. شخصیت زن و شوهر در رابطه با حیات خانوادگی، باید در سایه پاک‏دامنی ارزیابی و محاسبه شود و اگر طرفین نتوانند در این راه قدمی بردارند و یا اگر به گونه‏ای عفاف همدیگر را خدشه‏دار کنند، برای همدیگر کفو (همسنگ) نخواهند بود. مرد با رعایت تقوا و حفظ عفّت خود، می‏تواند زن خویش را از آسیب و تجاوز نامحرمان حفظ کند و با مراقبت‏های خویش، او را از خطرات گوناگون دور بدارد؛ چنانکه قرآن می‏فرماید: «هُنَّ لباسٌ لکُم و انتم لباسٌ لهُنَّ» (بقره: 187)؛ آنان (زنان) لباس شما هستند و شما (مردان) لباس آنانید. همسران عفیف لباس و پوشش همدیگرند. و این زیباترین و در عین حال، کامل‏ترین تعبیری است که خالق منّان درباره حفظ عفّت یکدیگر و نحوه روابط همسران بیان فرموده است.

ب. لغو معاشرت‏های بی‏حساب:
زن و شوهر پس از ازدواج، در حصن و حصاری قرار می‏گیرند که خداوند برایشان معیّن نموده است. خنده و معاشرتشان، حتی با محارمشان تحت ضابطه درمی‏آید تا سبب سوءظن‏ها و تحریک‏ها و بددلی‏ها نشود.
مرد حق ندارد با هر زنی بگوید و بخندد، بدان حساب که چشم و دلم پاک است. زن هم حق ندارد با هر اجنبی مشاوره یا سخن داشته باشد، بدان دلیل که او را قصدی نیست. دست و چشم و گوش و دل بیش از پیش باید در فرمان خدا باشند و معاشرت‏ها، خنده‏ها، نگاه کردن‏ها و سخن گفتن‏هایشان به گونه‏ای نباشد که موجب برانگیختن غیرت‏ها و حسادت‏ها گردند.

ج. دوری از مواضع اتّهام:
رعایت ارزش‏های الهی از سوی زن و شوهر و پاکی و طهارت آن‏ها سعادت خانواده را تضمین می‏کند. این خطاست که انسان به گونه‏ای عمل کند که در موضع اتّهام‏قرار گیرد.

6. پایه‏گذاری روابط بر اساس ایثار
اگرچه آشنایی به حقوق در روابط زناشویی و رعایت حقوق متقابل، همسران را از سردرگمی نجات داده، وظایف هریک را مشخص می‏کند، اما نباید این نکته فراموش شود که محیط خانه را نمی‏توان همانند محیط سربازخانه دانست و یا نمی‏توان ضوابط اداری را در خانه مورد عمل قرار داد. خانه مرکز صفا و صمیمیت و انس است؛ در عین رعایت تکالیف، باید بر اساس ایثار و فداکاری اداره شود.
در روابط همراه با ایثار، سخنی از فخر فروشی نیست؛ توقّعات خارج از اندازه وجود ندارند؛ زن و شوهر در پی آن نیستند که رتبه و مقام خود و مال و زیبایی خویش را به رخ دیگری بکشند.
در روابط همراه با ایثار، هرچه هست، صفا و گذشت است، صمیمیت و اخلاص است، و طرز برخوردها به گونه‏ای است که گویی طرفین در هاله‏ای از قداست و نور قرار دارند و حیاتشان شبیه حیات فرشتگان است، نه جانورانی که دایم درصدد آزار و ایذای یکدیگرند.
یکی از جنبه‏های ایثار و فداکاری همیاری و همکاری مرد با زن در کارهای خانه است. اگر مرد به دنبال ایجاد محبت و مودّت در دل همسر خود باشد، باید در خانه همکار همسر خود باشد.
روزی حضرت رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله به خانه حضرت علی علیه‏السلام وارد شدند. حضرت علی و فاطمه علیهماالسلام را دیدند که به کمک یکدیگر، با آسیاب دستی آرد می‏کنند. پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمودند: کدام یک خسته‏ترید؟
حضرت علی علیه‏السلام عرض کردند: فاطمه خسته‏تر است.
پیامبراکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله به او فرمودند: برخیز، دخترم.
فاطمه علیهاالسلام برخاستند و پیامبر به جای او نشستند و حضرت علی علیه‏السلام را در آرد کردن کمک نمودند.

[ سه‌شنبه 18 مهر‌ماه سال 1391 ] [ 03:48 ب.ظ ] [ حسن زارع ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

تبلیغات
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 24132