قالب وبلاگ

X
تبلیغات
رایتل

روانشناسی مثبت نگر
روان شناسی یادگیری،شیوه های مطالعه، مهندسی معکوس تست های کنکور 
آخرین مطالب
بازی های جذاب و مهیج
در مورئ تاب آوری چه می دانید
- تاب آوری
انسانها در برابر شرایط نامساعد،  خطرها و ناملایمات معمولاً احساس بی پناهی می کنند و در بسیاری مواقع نیز سعی  می کنند  که در برابر خطرها و موقعیت ناگوار تحمل نمایند و نتایج غیر منتظره ای به دست می آورند. توانایی اجرای این «جادوی رایج »[1] (ماستن [2]،  2001) اغلب در حوزه علوم اجتماعی به عنوان انعطاف پذیری یا «تاب آوری»[3] نام دارد. تاب آوری در علوم اجتماعی به عنوان «فرایند کش کسانی و واکنش در مقابل ناملایمات» فرض می شود(هانتر[4]،  2001).
کانر (2006)  تاب آوری را به عنوان روشی برای اندازه گیری توانایی فرد در مقابله با عوامل استرس زا و عواملی که سلامت روان فرد را تهدید می کند، تعریف کرده است.
 افراد تاب آور دارای رفتارای خود شکنانه نیستند. از نظر عاطفی آرام بوده و توانایی مقابله با شرایط ناگوار را دارند. بونا (2004)  راه های بدست آوردن تاب آوری را داشتن سرسختی،  خود افزایی،  مقابله سرکوبگرایانه،  داشتن خلق و خو و احساسات مثبت می داند.
برای درک تفاسیر و روش های مرتبط با تاب آوری،  ممکن است به تمایز بین احتمال خطر و مصادیق تاب آوری نیاز داشته باشیم. در سه دهه اخیر تحقیق کاملی در این خصوص انجام و نمونه های تاب آوری جمع آوری شده است (گارمزی،  نوچترلین[5]، 1972 ،لاتر ، 2003).
 تاب آوری به عنوان قدرت یا توانایی برگشتن به زندگی اولیه و شروع وضعیت جدید از طریق کاهش فشار عصبی یا تحریف آن و جایگزینی نشاط  تعریف می گردد. تاب آوری همچنین به عنوان توانایی بهبود بیماری افسردگی یا مسائلی از این دست نیز فهمیده می شود (وبستر[6]،  1995)
تاب آوری مهارتی مناسب است برای پشت سرگذاشتن مشکلات زندگی حتی وقتی که شرایط نامطلوب و سخت وجود دارد،  مثل اینکه شخص یک طناب قابل رتجاع [7] را دور مشکلات بسته که به فرد کمک    می کند وقتی اوضاع بد شد آنها را به عقب بکشد و به آنها به چشم انسانها بنگرد(فولر[8]،1998).
تاب آوری به توانایی یک انسان گفته می شود که به طور موفقیت آمیز شرایط نامطلوب را پشت سرگذارده وبا آنها تطابق می یابد و علیرغم مواجهه با مشکلات زندگی به قابلیت تحصیلی و هیجانی و اجتماعی دست می یابد (دیویس [9]،  1999).
 مفهوم تاب آوری طی تحقیقات 3 دهه گذشته علوم اجتماعی به مثابه یک پدیده چند بعدی شناخته شده است که در بافت های مختلف اجتماعی و درونی متفاوت هستند(کانر و دیویدسون[10]، 2003).
در تحقیقات گذشته تاب آوری بر متغیرهایی مثل توانایی بیمار،  پنهان سازی احتمال خطر و عوامل آسیب پذیر تاکید شده است(لاتر،2003).
بر طبق مدل های ارائه شده از سوی اورال، آتروس و پاولسن[11]، 2006) سه حوزه عملکردی برای تاب آوری تعریف و بر آنها تمرکز شده است.
1. تاب آوری به عنوان یک ویژگی شخصیتی یا توانایی پیش بینی افراد در مقابل تاثیرات منفی ناملایمات و احتمال خطر فرض می شود.
2. یک وضعیت روحی مثبت یا سلامت روانی(مثل درک مثبت،  خود پنداری،  پیشرفت تحصیلی موفقیت در وظایف و. ..) یا فقدان بیماری روحی روانی علیرغم وجود یا احتمال خطر تعریف می گردد.
3. یک فرایند پویا که بر کنش بین متغیرهای فردی و پیرامونی تاثیر گذاشته و در طول زمان تغییر می کند.  این تعریف به دلیل چهارچوب فراگیر و تلفیق ویژگی های فردی با محیطی ایجاد تاب آوری بیش از تعاریف قبلی مورد توجه است.
تاب آوری به عنوان یکی از سازه های اصلی شخصیت برای فهم انگیزش،  هیجان و رفتار مفهوم سازی شده است (بلاک [12]،  2002). ورنر و اسمیت[13] (1992)  خودتاب آوری را سازوکار ذاتی خود اصلاح گری انسان می دانند. افزون بر آن به باور ورنر(1997)  تاب آوری  صرف نظر از خطرات تهدید کننده،  عاملی بالقوه در همه افراد برای تغییر است. بلاک (2002) بر این باور است که خود تاب آوری توانایی سازگاری سطح کنترل بر حسب شرایط محیطی می باشد(لتزرینگ ،  بلاک و فوندر[14]،2005)
تاب آوری ویژگی یا خصلتی نیست که برخی دارای آن باشند و برخی آنرا نداشته باشند،  به بیان  دقیق تر،  تاب آوری بیانگر تعاملی بین انسان و محیط است.  تاب آوری اشاره به ایستادگی در برابر خطر دارد اما یک پدیده تدریجی است و انباشت خطر می تواند حتی تاب آورترین افراد را نیز مغلوب سازد. راتر خاطر نشان می کند که تاب آوری نوعی تعامل با عامل خطر است یعنی ماهیتی رو به رشد دارد که از بیولوژی و تجارب اولیه زندگی منشاء می گیرد و عوامل محافظتی می توانند از طریق شیوه های مختلف در مراحل متفاوت رشد،  عمل کنند.  به عنوان مثال مراقبت های والدین در کودکی قویاً محافظت کننده است،  اما در نوجوانی یک چنین مراقبتی ممکن است مانع رشد سالم شود(راتر،1992).
تاب آوری آشکارا چیزی بیشتر از یک برآمد است. ورنر[15] و اسمیت [16] تاب آوری را «سازو کار ذاتی خود اصلاح گری بشر» می دانند و معتقدند « آنهایی که تاب آور هستند،  انعطاف پذیر هستند،  این افراد نه شکست ناپذیرند[17] و نه مصون[18] »
 هسته مرکزی سازه خودتاب آوری  را  این پیش فرض تشکیل می دهد که «فطرتی زیست شناختی» برای رشد و کمال در هر انسان وجود دارد (برای نمونه طبیعت خود ـ اصلاح گری ارگانیسم انسانی) که بطور طبیعی و در شرایط معین محیطی می تواند آشکار شود (ورنر،1997).  
تاب آوری ظرفیتی انسانی در همه افراد برای تغییر،  صرف نظر از خطرات تهدید کننده است. اساساً نوع بشر دارای نیازهای پیچیده و متعددی برای رشد است که باعث می شود تا او را به طور طبیعی به سمت این برامدهای تاب آور به حرکت در آورند(لیفتون [19]،  1998).
به باور ماستن [20] (2001) هنگامی که فاجعه از سر بگذرد و نیازهای اولیه انسانی تامین گردد، آن گاه تاب آوری به ظهور می رسد. در نتیجه فرایند تاب آوری،  اثرات ناگوار،  اصلاح یا تعدیل   می شوند و یا حتی ناپدید می گردند (توگاد و فردریکسون، 2004).
سلامت روان افراد آسیب دیده،  تحت تاثیر پیامدهای منفی پیشامدهای ناگوار قرار می گیرد. سرسختی و خود تاب آوری از منابع درون فردی هستند که می توانند سطوح استرس و ناتوانی را در شرایط ناگوار تعدیل نمایند و اثرات منفی استرس را کم رنگ تر جلوه دهند (ویسی و همکاران،1379).
 البته تاب آوری، تنها پایداری در برابر آسیب ها یا شرایط تهدید کننده نیست و حالتی انفعالی در رویارویی با شرایط خطرناک نمی باشد، بلکه شرکت فعال [21] و سازنده در محیط پیرامونی خود است. می توان گفت تاب آوری،  توانمندی فرد در برقراری تعادل زیستی ـ روانی،  در شرایط خطرناک است(کانر و دیویدسون[22]، 2003).
پژوهش های تاب آوری نشان می دهند که چگونه افراد در رویارویی با عوامل تنش زا و آسیب رسان که در بافتار اجتماعی وجود دارد، نظیر نژادپرستی، جنگ و فقر یا ناشی از رخداد پیشامد های ناگوار است، با موفقیت بیرون می آیند. در واقع این دیدگاه منطق نیرومندی را مهیا می سازد تا از نگرش تنگ و تار علوم اجتماعی و رفتاری که لزوماً توجه خود را معطوف به خطر، نقصان و آسیب کرده اند، دست برداشته و به سمت توجه به نقاط قوت افراد با دیدگاهی ارتقاء نگر گسترش یابد. توجه به اینکه هر کسی دارای نقاط قوت و ظرفیت برای تغییر است، نه تنها موجب می شود که در حوزه ی بهداشت روانی حادثه، فرایندهای کارآمد شناسایی شوند بلکه باعث می شود تا از حساسیت بی مورد نسبت به پرداختن به شناسایی خطر به عنوان دیدگاهی یک جانبه دست برداشته شود(ماستن و همکاران، 1990).
 افزون بر این، پژوهشگران بر این باورند که تاب آوری نوعی ترمیم خود با پیامدهای مثبت هیجانی،  عاطفی و شناختی است (ماستن‌، 2001). 
کامپفر[23] (1999) باور داشت که تاب آوری،  بازگشت به تعادل اولیه  یا رسیدن به تعادل سطح بالاتر (در شرایط تهدید کننده) است و از این رو سازگاری موفق در زندگی را فراهم می کند. در عین حال کامپفر به این نکته نیز اشاره می نماید که سازگاری مثبت با زندگی،  هم می تواند پیامد تاب آوری به شمار رود و هم به عنوان پیش آیند، سطح بالاتری از تاب آوری را سبب شود. وی این مساله را ناشی از پیچیدگی تعریف و نگاه به تاب آوری می داند.
کوباسا، مدی و زولا[24] (1983) سرسختی را ترکیبی از باورها در باره خویشتن و جهان تعریف می کنند که از سه مولفه تعهد  [25]، کنترل [26] و مبارزه جویی [27] تشکیل شده است. باور به تغییر،  دگرگونی و پویایی زندگی و این نگرش که هر رویدادی لزوماً به معنای تهدیدی برای امنیت و سلامت انسان نیست،  انعطاف پذیری شناختی و بردباری در برابر رویدادهای سخت استرس زا و موقعیت های مبهم را به دنبال دارد (مدی، ودها و هیر[28]،  1996).
 کوباسا و پوکتی (1983) باور دارند که ویژگی های روانشناختی سرسختی از جمله حس کنجکاوی قابل توجه،  گرایش به داشتن تجارب جالب و معنی دار، ابراز وجود،  پرانرژی بودن و این که تغییر در زندگی،  امری طبیعی است،  می تواند در سازش فرد با رویدادهای تنیدگی زای زندگی سودمند باشند. بررسی ها گویای آن هستند که سرسختی با سلامت بدنی و روانی از بروز بیماری  جسمی و روحی پیش گیری می کند (کوباسا،  1979؛ فلورین[29]،  میکولینسر[30] و یابمن [31]،  1995 ؛ بروکز [32]،  2003).  برخی از پژوهش ها نیز،  بین تاب آوری وسرسختی با اضطراب و افسردگی  رابطه دارند  چرا که افراد تاب آور می توانند بر انواع اثرات ناگوار چیره شوند(انزلیچت، ارنسون،  گود و مک کی[33]، 2006).
در بنیادی ترین سطح، تاب آوری، رشد درونی انسان را مورد تأکید قرار می دهد. مفهوم تاب آوری بر رشد زیست شناختی(فطری) برای پرورش و ارتقاء که در انسان به عنوان یک ارگانیسم وجود دارد و بخشی از ترکیب ژنتیکی فرد را شکل می دهد و قادر است بطور طبیعی در شرایط معین محیطی بارز و هویدا گردد، تأکید می ورزد. به عبارت دیگر، در این مفهوم بر این نکته تکیه می شود که انسان هایی که تاب آوری ذاتی و یا ظرفیت هایی برای بهبود زندگی دارند بطور عمده دارای  نیمرخ تاب آور هستند که ویزگیهای آنها  عبارتند از(ماستن و همکاران، 1990):
1- توانش اجتماعی(مانند تفاهم، انعطاف پذیری فرهنگی، همدلی، مهربانی، مهارت های ارتباطی و شوخ طبعی).
2- حل مسأله(مانند برنامه ریزی، یاری جوئی، تفکر انتقادی و خلاق).
3- خود گردانی(مانند احساس هویت، خودکارآمدی، خودآگاهی، تسلط بر وظایف و کناره گیری سازگارانه از مفاهیم و شرایط منفی یا ناسازگار).
4- احساس هدفمندی و باور به آینده ای روشن(هدف گیری، آرمان های تحصیلی، خوش بینی، اعتقاد دینی و روابط معنوی).
بر خلاف تصورهای قبلی که تاب آوری را جزو خصیصه های افراد فوق العاده محسوب می کرد، پژوهش های اخیر نشان دادند که تاب آوری در انحصار افراد فوق العاده نیست و در افراد و سطوح مختلف تحولی‌(کودکی تا بزرگسالی) مشاهده می شود(کسلر [34] و همکاران،  1995).
روانشناسان بالینی اخیراً مدل هایی از تاب آوری را تحت شرایط فقدان [35] مصیبت [36] افسردگی[37] و درد،  بررسی کرده اند.  نتایج هماهنگ این تحقیقات موید تاثیرات مثبت سازنده و محافظ کننده تاب آوری در مقاومت و مقابله موفق و انطباق رشد یافته با شرایط خطیر و استرس زای فوق الذکر است و سطوح پایین وضعیت تاب آوری با آسیب پذیری و اختلال های روانشناختی مرتبط است(کمپل،سیلس[38] و همکاران، 2006).
نظریات نخستین در مورد تاب آوری بر ویژگی های مرتبط با پیامد مثبت در مواجهه با مصائب و ناملایمات زندگی تاکید داشتند. این دسته از پژوهش ها بعد ها عوامل حفاظتی بیرونی مثل محیط آرام خانه و مدرسه،  خانواده حمایت گر و... را نیز در بروز تاب آوری موثر دانستند (لاتر و همکاران،2000).
 نظریه های فعلی، تاب آوری را سازه ای چند بعدی متشکل از متغیرهای سرشتی [39]،  مانند مزاج[40] و شخصیت،  همراه با مهارت های مخصوص مثل مهارت حل مساله می دانند (محمد علی بشارت و همکاران،1386).
تاب آوری پدیده ی ژنتیکی صرف نیست که فقط انسانهای خاص دارای آن باشند. در واقع، پدیده تاب آوری ظرفیتی ذاتی در هر فرد است که می تواند به خود اصلاح گری و تغییر منجر گردد(ماستن و همکاران،1990).
تاب آوری که مقاومت در برابر استرس (گارمزی، 1985) یا رشد پس ضربه ای [41] (تدشی،  پارک و کالان، 1998)  نیز نامیده می شود. در امتداد یک پیوستار با درجات متفاوت از مقاومت در برابر آسیب های روانشاختی قرار می گیرد (اینگرام و پرایس[42]،  2001). براساس این تعریف،  تاب آوری فراتر از جان سالم به در بردن از استرس ها و ناملایمات زندگی است و با رشد مثبت،  انطابق پذیری و رسیدن به سطحی از تعادل بعد از به وجود آمدن اختلال در وضعیت تعادلی پیشین مطابقت می کند (ریچاردسون[43]،  2002).
نان هاندرسن [44]  تاب آوری را ترکیبی  از 6 عامل زیر معرفی می کند
·        فراهم سازی حمایت مهربانانه
·        طراحی و ارتباط سازی برای افزایش امیدواری
·        فرصت سازی برای مشارکت معنادار
·        پیشاهنگی در پیوند های اجتماعی
·        مرزبندی شفاف و سازگار
·        آموزش مهارت های زندگی
لاتر، سیسچتی، و بکر(2000) و ماستن و کواتسورث(1998) خصوصیات تاب آوری را به این شرح توصیف نموده اند:
1- برخورداری از تیزهوشی و مهارت عقلانی، توانائی در صمیمیت و گسستگی
 2- توانایی در مفهوم پردازی موضوعات متعدد،  دستیابی فرد به این اعتقاد که حق زندگی کردن دارد.
 3-  برخوردار بودن از توانایی یادآوری و فراخوانی اشخاص و موضوعات خوب و نگهداری آنها(نمادهای خوب) در ذهن
4-  برخورداری از توانایی در لمس عواطف، بجای این که وی هر زمان که عواطف مهم وی برانگیخته شدند، آنها را انکار یا سرکوب کند.
5-  داشتن هدف در زندگی
6- -برخورداری از توانائی جذب و استفاده از حمایت اجتماعی
7-  برخورداری از توان در نظر گرفتن احتمالات در زندگی و استفاده مطلوب از دستورات اخلاقی جامعه مدنی
8-نیاز و توانایی در کمک به دیگران
 9- برخورداری از خزانه عاطفی
10- کاردان و مبتکر بودن
 12- برخورداری از دیدگاهی نوع دوستانه نسبت به دیگران
 13- برخورداری از ظرفیت تبدیل درماندگی آسیب رسان به درماندگی آموخته شده.
در مجموع می توان گفت که تاب آوری فرایندی پویا است که در آن تأثیرات محیطی و شخصیتی در تعاملی متقابل بر یکدیگر اثر می گذارند. پژوهش های تاب آوری الگوهای نظری رشد انسان را که پیش از این توسط اریکسون، برونفن، پیاژه، کلبرگ، گیلیان، استینر، مزلو و پیرس مطرح شده بود(رایت و ماستن، 1997)، مورد تأیید قرار می دهند. در تمامی این الگوهای نظری، در حالی که بر ابعاد مختلف رشد انسانی(روانی- اجتماعی- شناختی- اخلاقی- معنوی) تأکید می شود، هسته مرکزی این رویکردها را این پیش فرض تشکیل می دهد که فطرتی بیولوژیک برای رشد و کمال در هر انسان وجود دارد-طبیعت خود اصلاح گری ارگانیسم انسانی- که بطور طبیعی و تحت شرایط معین محیطی می تواند آشکار شود. همانگونه که ماستن(2001) می گوید:  هنگامی که فاجعه از سر بگذرد و نیازهای اولیه انسانی تأمین گردد، آن گاه تاب آوری احتمال ظهور می یابد. مهم ترین نتیجه کاربردی برآمده از دل پژوهش های تاب آوری، این است که می توانیم توانمندی افراد را ارتقاء دهیم بگونه ای که آنها به احساس هویت و کارآمدی، توانایی تصمیم گیری، هدف گذاری و باور به آینده دست یابند و از این راه بتوانند نیازهای اولیه انسانی خود برای مهربانی، رابطه با دیگران، چالش، قدرت و معنا داری را در شرایط طاقت فرسا بعنوان کانون توجه هر گونه مداخلات پیشگیرانه، آموزشی و رشد فردی قرار دهند(توگاد و فردریکسون، 2004).
 
[1] -Ordinary magic
[2]- Masten
[3] -Resiliency
[4] -Hunter
[5] -Garmezy & Nuechterlin
[6] -Webster
[7]- Elastic
[8]- Fuller
[9]- Adaption
[10] -Canner & Daividson
[11] -Everall, Altrows, Paulson
[12] -Block
[13] -Werner & Smith
[14] -Letzring , Block  & Funder
[15] -Warner
[16]- Smith r
[17]- Invicible
[18]- Invalnerable
[19]- Lifton
[20] -Masten
[21] -active participant
[22]- Canner & Daividson
[23] -Kumpfer
[24] -Kobasa  ،Maddi  &Zola
[25] -Commiment
[26] -Control
[27]- Callengong
[28]- Maddi ،Wadha& Haier
[29] -Floriian
[30] -Mikkulincer
[31] -Yaubman
[32] -Brooks
[33] -Inzlicht  ,Aronson , Good & Mckay
[34] -Kessler
[35] -Loss
[36] -Bereavmnt
[37] -Depression
[38] -Compble- sills
[39] -Constitutional
[40] -Temperament
[41] -Post – traumatic growth
[42] -Ingram & price
[43] -Richardson
[44]- Nan hederson

[ پنج‌شنبه 6 شهریور‌ماه سال 1393 ] [ 12:42 ب.ظ ] [ حسن زارع ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

تبلیغات
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 24443