قالب وبلاگ

X
تبلیغات
رایتل

روانشناسی مثبت نگر
روان شناسی یادگیری،شیوه های مطالعه، مهندسی معکوس تست های کنکور 
آخرین مطالب
بازی های جذاب و مهیج
تعریف عزت نفس
کوپر اسمیت2 (1967)، عزت نفس عبارت است از ارزشیابی و قضاوت فردی از شایستگی که ویژگی عام شخصیت است، نه یک نگرش لحظه ای یا اختصاصی برای موقعیت های خاص (پروین3، 1989؛ ترجمه جوادی و کدیور، 1372).
عزت نفس عبارت است از احساس ارزشمندی و صلاحیت فردی که افراد در ارتباط به خود پنداره شان دارند. عزت نفس احساسی است که فرد درباره خود دارد و شامل میزان احترام فرد به خود و پذیرش خود می باشد. عزت نفس با مفهوم خود متفاوت است مفهوم خود شامل باورهای فرد درباره خود و بیشتر بر مبنای توصیف است نه بر مبنای ارزشیابی ممکن است بعضی از قسمت های مفهوم خود خوب یا بد تلقی گردد ولی بعضی از بخش های آن نه خوب تلقی شود نه بد به عنوان مثال داشتن موی سیاه بخشی از مفهوم خود است که این ویژگی نه خوب است نه بد. در حالی که عزت نفس شامل قضاوت فرد از خصوصیاتش می شود (ماسن1و همکاران، 1997، ترجمه یاسایی، 1376).
عزت نفس عبارت است از درجه تصویب، تأیید، پذیرش و ارزشمندی است که شخص نسبت به خویشتن احساس می کند که این احساس ممکن است در اثر مقایسه با دیگران باشد یا مستقل از آنها باشد (شاملو، 1386).
تاریخچه عزت نفس
علاقه به مطالعه عزت نفس از کارهای روان درمانگری به نام کاری راجرز2 (1961)، آغاز شد. راجرز می گفت: علت اصلی پایین بودن عزت نفس یک فرد عدم دریافت حمایت عاطفی و تأیید اجتماعی کافی است. به خصوص او فکر می کرد که کودکانیکه مرتب اینگونه خطاب می شوند «تو این کار را درست انجام ندادی»، «آن کار را نکن»، «آن کار را باید بهتر انجام می دادی» یا «چرا اینقدر خنگی» عزت نفس پایین تری دارند. برای بسیاری از دانش آموزان دوره هایی از نوسان عزت نفس وجود دارد. اما پایین بودن مداوم عزت نفس نشان دهنده مشکلات جدی تری است. پایین بودن دائمی عزت نفس با کاهش پیشرفت تحصیلی، افسردگی، اختلالات خوردن و بزهکاری رابطه دارد (هارتر3، 1998)
مشکلات جدی دانش آموزان نه تنها به عزت نفس پایین بستگی دارد، بلکه با سایر شرایط نیز ارتباط دارد. وقتی عزت نفس پایین با مشکل انتقال (مانند انتقال به مدرسه راهنمایی) یا مشکلات خانوادگی(مانند طلاق) ترکیب شود، مشکلات دانش آموز می تواند تشدید شود.تحقیقات نشان می دهند که عزت نفس کودکان به همراه رشد آنها متحول می شود. در یک مطالعه جدید نشان داده شد که پسرها و دخترها هر دو در دوره ی کودکی عزت نفس بالایی داشتند، اما در اوایل نوجوانی عزت نفس آنها به طور قابل ملاحظه ای افت داشت.در این مطالعه کاهش عزت نفس در دخترها دو برابر پسرها بود.پژوهش های دیگر نیز نشان می دهند که دوره نوجوانی عزت نفس دخترها کمتر از پسرها است. از بین دلایل موجود برای کاهش عزت نفس دخترها و پسرها می توان به افزایش ناگهانی تغییر فیزیکی ناشی از بلوغ اشاره کرد:
افزایش انتظارات و خواسته های مرتبط با پیشرفت تحصیلی به حمایت ناکافی از سوی والدین مدرسهاز بین دلایل کاهش بیشتر عزت نفس در دخترها و اختلالات کاهش عزت نفس بین دو جنس مهمترین علت آنست که با افزایش سن انتظارات از جذابیت فیزیکیشان بیشتر می شود و دیگر این که انگیزه ایجاد روابط اجتماعی افزایش می یابد که مورد تأیید جامعه نیست (هارتر،1998).
منشاء عزت نفس
1ـ خود سنجی:یکی از منابع و ریشه های عزت نفس خودسنجی است، وقتی افراد موفقیت را تجربه می-کنند احساس غرور می کنند و زمانی که شکست را تجربه می کنند احساس شرم می کنند. افرادی که دارای سابقه مستمر موفقیت هستند دارای انتظارات موفقیت مکرر هستند این افراد عزت نفس و مفهوم خود بالایی دارند. در مقابل افرادی که دارای سابقه نسبتاً ثابتی از شکست دارند دارای عزت نفس سطح پایینی هستند.
2ـ واکنش و ارزیابی دیگران: مهمترین منبع پیدایش عزت نفس واکنش دیگران نسبت به خود است. تصویر هر فرد از خود بر اساس واکنش ها و ارزیابی های دیگران از او می باشد. والدین نیز در شکل گیری تصویر فرد از خود تأثیر مهمی دارند. ارزیابی کودکان از خویشتن متأثر از فرایند ارزیابی انعکاس یافته است. بر اساس این فرایند تصویر و باور افراد در مورد خودشان را از طریق واکنش های کسانی که برایشان مهم است دریافت می کنند. میزان پذیرش، علاقه و محبت ابراز شده نسبت به کودک در عزت نفس او تأثیر مهمی دارد. نتایج تحقیقات نشان می دهد که کودکانی که عزت نفس بالایی دارند در مقایسه با آنهایی که عزت نفس پایین دارند مادرانشان روابط نزدیکتر و گرم تری با آنها دارند و بیشتر به آنها عشق می ورزند و کودکان عشق و علاقه مادر را به عنوان نشانه ای از ارزش و اهمیت خود تلقی می کنند. در حالی که کودکانی که عزت نفس پایینی دارند مادرانشان رفتاری خشن با آنها داند نسبت به آنها بی احترامی می کنند و همچنین این مادران در برخورد با کودک مستبد، سلطه جو و طرد کننده هستند؛ بنابراین با توجه به آنچه گفته شد واکنش و ارزیابی دیگران از فرد به خصوص والدین یکی از مهمترین منابع شکل گیری عزت نفس می باشد (شاملو، 1386).
3ـ مقایسه اجتماعی: یکی دیگر از منابع عزت نفس مقایسه ای اجتماعی است. افراد از دیگران به عنوان معیاری برای ارزیابی خود استفاده می کنند. در صورتی که رفتار فرد با معیارهای مربوطه نزدیک باشد احساس رضایت و عاطفه مثبت ایجاد می کند و در صورتی که رفتار فرد با معیارها هماهنگ نباشد احساس خشنودی ایجاد می کند (همان منبع).  
اهمیت عزت نفس
عزت نفس یکی از عوامل مهم در رشد شخصیت و شکوفایی افراد می باشد و نقش مهمی در سلامت روان افراد دارد. میزان رضایت از خود یا ارزشی که انسان برای خود قاتیل است اهمیت بسیار زیادی در رفتار و پویایی درونی فرد دارد و بیشتر صاحبنظران برخورداری از عزت نفس (ارزیابی مثبت از خود) را به عنوان عامل مرکزی و اساسی در سازگاری عاطفی ـ اجتماعی می دانند (مای لی1، 1993؛ به نقل از بیابانگرد، 1372).
ارضای نیاز به عزت تفس باعث می شود تا نسبت به ارزش و کفایت خود مطمئن شویم و در تمام جنبه های زندگی شایسته تر و کارآمدتر عمل کنیم. در صورتی که عزت نفس پایینی داشته باشیم احساس حقارت و نا امیدی می کنیم و اطمینان کمی نسبت به توانایی کنار آمدن با مشکلات زندگی را خواهیم داشت (شولتز2، 1999؛ ترجمه خوشدل، 1378).
تعریف خودباوری و عزت نفس
خودباوری معرف مهمترین جنبه ی شخصیت افراد می باشد که به شناسایی انسان از خود اشاره دارد. آنچه که ما از شخصیت خود می دانیم ناشی از مجموعه ایی از اطلاعات و شناخت فرد از ویژگی های شخصی و عقاید می باشد که جنبه ی توصیفی ندارد. خودباوری در ارتباط با دو عامل دیگر قرار دارد، مهارت ها و توانایی های فرد و عزت نفس، هر چه توانائی ها و مهارت های فردی افزایش یابد، نقشه ی شناختی فرد از خود پیچیده تر و گسترده تر می شود، لذا با افزایش مهارت ها و توانایی های فردی، خودباوری عمیق تر می شود. عزت نفس نیز جنبه ی قضاوتی و ارزشیابی فرد از خود می باشد، یعنی فردی که از خودآگاهی برخوردار است، نوعی ارزش گذاری بر روی صفات خود دارد و چنانچه این ارزش گذاری منفی باشد، عزت نفس خدشه دار می شود. بنابراین عزت نفس عبارت است از ارزشی که اطلاعات درون خودپنداره (خودباوری) برای فرد دارد و از اعتقادات فرد در مورد تمام صفات و ویژگی هایی که در اوست ناشی می شود (بیابانگرد، 1372).
عزت نفس از تفاوت بین خود ادراک شده با خود ایده آل ناشی می شود. چنانچه فاصله ی میان خود واقعی با خود ایده آل زیاد باشد، عزت نفس پایین می آید، در حالی که تفاوت و فاصله ی کم میان این دو حاکی از عزت نفس بالا می باشد. عزت نفس درجه ی تصویب، تأیید، پذیرش و ارزشمندی است که نوجوان نسبت به خویشتن احساس می کند. این احساس ممکن است در مقایسه با دیگران باشد، و یا مستقل از آنان و هر چه خود ایده آل با خود واقعی یا خویشتن فرد نزدیک تر باشد، عزت نفس فرد بیشتر و شخصیت وی متعادل تر می گردد (آرنسون1، 1994؛ ترجمه شکرکن، 1373، ص150).
اهمیت عزت نفس خودباوری بعد از بلوغ هر یک از صفات روبه تکامل می روند و قوی و قوی تر می شوند، کسانی که محبوبند، بیشتر مقید به قیود اجتماعی می شوند و آنان که گستاخ و بی پروا هستند، بیشتر بر فعالیت های روزانه ی خود افزوده و آنها را بی پروا انجام می دهند. بنابراین در دوره ی بلوغ، صفات در زمینه ی شخصیت نوجوان نفوذ می کنندو ثابت می شوند، لذا شکل گیری شخصیت در این دوره آغاز می شود. از مهمترین صفات شخصیتی خودباوری و عزت نفس می باشد، زیرا سایر صفات شدیداً تحت تأثیر این مشخصه های شخصیتی قرار دارند. عزت نفس و خودباوری مثبت در شخصیت فرد موجب رشد و موفقیت وی می گردد و بر عکس پایین بودن آن موجب بسیاری از بدبختی ها و انحرافات می شود (همان منبع).
عمیق ترین شکل تعهد و مسؤلیت در زمانی روی می دهد که عزت نفس شخص در معرض خطر قرار می گیرد. اگر کسانی که واجد عزت نفس بالا می باشند، به نحوی ابلهانه و یا بی رحمانه رفتار کنند، بیشتر از دیگران احساس ناهماهنگی و ناخوشایندی (ناراحتی وجدان) می کند. حال اگر شخص عزت نفس اندکی داشته باشد، اگر مرتکب عملی ابلهانه یا غیر ابلهانه یا غیر اخلاقی شود، احساس ناهماهنگی زیادی نمی کند، زیرا این عمل با این شناخت از خود که من آدم ابلهی هستم، هماهنگ و سازگار است. یعنی چنین فردی انتظار انجام کارهای ناشایست از خود را دارد. ارتکاب عمل خلاف، با خودپنداره ی او هماهنگی دارد (سیف، 1386).
عزت نفس علاوه بر تأثیری که بر جلوگیری از رفتار انحرافی دارد، بر سایر عملکردها و صفات شخصیتی نیز تأثیرگذار می باشد. کوپر اسمیت در تحقیقات خود به این نتیجه رسید که کودکان برخوردار از عزت نفس بالا افرادی هستند که با احساس اعتماد به نفس و بهره گیری از استعداد و خلاقیت خود به ابراز وجود می پردازند و به راحتی تحت تأثیر شرایط محیطی قرار نمی گیرند. تأثیر عزت نفس را در کاهش اضطراب نشان دادند، نشان دادند که دانش آموزانی که عملکرد تحصیلی بهتری دارند، واجد خودباوری مثبت-تری در رابطه با توانایی های خود می باشند (سیف، 1386).
شاید شگفت آور باشد که عزت نفس سبب می شود که افراد برخوردار واقع بینانه تری نسبت به مسایل و مشکلات پیدا کنند. در پی مطالعاتی که توسط محققان مختلف انجام شده، مشخص شده است که در افراد دارای عزت نفس پایین، علایمی نظیر: شکایت جسمانی، افسردگی، اضطراب، کاهش سلامت عمومی بدن، بی تفاوتی و احساس تنهایی، تمایل به ابراز شکست به دیگران، عدم رضایت از شغل و زندگی، کاهش عملکرد، عدم موفقیت در آموزش و مشکل داشتن در روابط بین فردی گزارش شده است (ماسن1 و همکاران، 1997؛ ترجمه یاسایی، 1376، ص85).
نیاز به عزت نفس
در سطحی بالاتر از نیاز های اجتماعی(بدین معنی که این نیازها موجب انگیزه فرد نمی شوند، مگر اینکه نیازهای رده پایین تر به شیوای معقول ارضا شوند) نیازهایی وجود دارند که برای مدیریت و شخص انسان از اهمیت زیادی برخوردارند و آنها را «نیاز به عزت نفس»می نامند: این نیازها بر دو نوع هستندSadبیابانگرد، 1372).
1.نیازهایی که در مورد احترام شخص (از خودش) مطرح هستند، یعنی نیاز به داشتن اعتماد به نفس، استقلال، صلاحیت یا شایستگی، نیاز به کسب موفقیت و نیاز به کسب دانش (بیابانگرد، 1372).
2.نیازهایی که به شهرت فرد بستگی دارند، یعنی نیاز به داشتن مقام اجتماعی و شهرت، مورد تقدیر قرار گرفتن و نیاز به احترامی که دیگران برای فرد قائل می شوند.برعکس نیاز های رده پایین تر، این نیازها به ندرت ارضا می شوند، بشر هنگامی که احساس کند چنین نیازهایی اهمیت دارند به صورتی نامحدود درصدد ارضای آنها بر می آید، ولی تا زمانی که نیازهای فیزیولوژیک، سلامت و نیازهای اجتماعی به شیوه ای معقول ارضا نشوند، این نیازها ظاهر نخواهند شد. معمولاً یک سازمان صنعتی امکانات چندان زیادی (برای کسانی که در سلسه مراتب پایین تر قرار دارند) به وجود نمی آورد تا آنها بتوانند نیاز به عزت نفس خویش را ارضا کنند (همان منبع).
تقویت عزت نفس کودک
هدف درست پدر و مادر باید این باشد که از کودکان خود بالغ هایی مستقل بسازند، نوزاد انسان به هنگام تولد یک وابسته به تمام معناست. زن و مرد جوان اگر دوران کودکی موفقی را پشت سر گذاشته باشند، از دنیای وابستگی خارج می شوند و به انسان هایی با حرمت نفس و مسئول مبدل می گردند، به طوری که می-توانند با چالش های زندگی برخورد مؤثر و سازنده داشته باشند و نه تنها در زمینه های مالی، بلکه به لحاظ عقلی و روانی موفق می گردند (براندن1، 2000؛ ترجمه سلسله، 1379).
نوزاد، فاقد احساس هویت شخصی است. از جدایی و جدا بودن اطلاعی ندارد، اما انسان بالغ به این آگاهی دست پیدا می کند. رسیدن به هویت شخصی از جمله نخستین وظایف انسان است. و نخستین چالش مهم است زیرا موفقیت تضمین شده نیست. در هر مقطعی از طی طریق در زندگی این فرایند می تواند متوقف، مسدود و یا از مسیر درست خارج شود. معذالک همان طور که در «احترام به خویشتن» توضیح داده ام هدف اصلی فرایند رسیدن به بلوغ، حرکت به سوی استقلال و خود مختاری است. کودک انسان ابتدا به ریشه(برای رشد کردن) و بعد به بال(برای پریدن) احتیاج دارد. بپه ها در خلاء رشد نمی کنند، در یک مضمون اجتماعی بزرگ می شوند. به راستی که بخش قابل ملاحظه ای از تفرد و استقلال در رویارویی با سایر انسان ها صورت خارجی پیدا می کند. در نخستین رویارویی های دوران کودکی کودک می تواند ایمنی و امنیتی را تجربه کند که پدیداری را امکان پذیر سازد. این امکان نیز وجود دارد که کودک در شرایطی از وحشت و بی-ثباتی بزرگ شود که نفسش قبل از آنکه شکل بگیرد، خدشه دار گردد. در رویاروئی های بعدی کودک می-تواند پذیرفته شدن و مورد احترام قرارگرفتن را تجربه کند، به همین شکل این امکان هم وجود دارد که مورد بی اعتنایی واقع شود و به احساس حرمتش آسیب برسد.کودک می تواند تعادلی میان حمایت و آزادی و یا حمایت بیش از اندازه یا حمایت کمتر از اندازه را تجربه کند.این تجارب به همراه تجربه های دیگری که در ادامه مطلب درباره اش بحث خواهیم کرد روی عزت نفس به طور کلی تأثیر می گذارد(براندن، 2000؛ترجمه سلسله، 1379،ص189)
چگونگی شکل گیری عزت نفس در نوجوان
با توجه به توضیحاتی که ارایه شد، عزت نفس یک محصول اجتماعی و تا حدودی منتج از ارزیابی-های دیگران می باشد، زیرا قضاوت فردی تابعی از فرهنگ جمعی می باشد. از آنجایی که عزت نفس یک محصول اجتماعی است، لذا در شکل گیری و پیدایش آن عوامل متعددی از قبیل خانواده، همسالان، و واکنش-های اجتماعی دیگران و خود واقعی و آرمانی، نقش دارند.
خانواده: می دانیم که نخستین تحریکات و جایگاه اجتماعی شدن کودک در محیط خانواده انجام می-گیرد و روابط کودک با مادر درشکل گیری تصویر خود و عزت نفس، نقش اساسی دارد. یکی از مهمترین عوامل شکل گیری عزت نفس در نوجوانان وجود احترام و شخصیت دادن به نوجوان در خانه می باشد. پدر و مادر گرامی! کودک شما مانند خود شما احساس دارد و همان طور که شما دلتان نمی خواهد شخصیتتان خرد شود، او نیز توقع دارد، که شما تحقیرش نکنید و به عنوان یک انسان او را محترم شمارید. بسیاری از مردم تصور می کنند که اصولاً نباید بچه را مانند یک آدم بزرگ محترم شمرد و حتی برای اثبالت ادعای خود چنین استدلال می کند که اگر کودک مورد احترام قرار گیرد، لوس و بهانه  گیر بار می آید در حالی که رسول اکرم (صلی الله علیه و اله) در این زمینه می فرمایند: «اکرموا اولادکم و احسنوا آدابهم» (نهج الفصاحه، ص85).
بنابراین اگر شما به کودک خود شخصیت ندهید و روحیه او را نادیده بگیرید، ممکن است همین احساس حقارت در آینده برای او به صورت عقده ایی در آید و مانند بسیاری از عقده های دیگر به جنایات و خلاف های بزرگ منتهی گردد و آن وقت شما نیز که در به وجود آمدن این عقده سهم بزرگی داشته اید، در جنایت او شریک می شوید (اصفهانی، 1374، ص 136).
در واقع این عقده ها ناشی از بی احترامی و سرکوب منجر به ارزیابی منفی کودک از خود می شود. از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله) روایت شده است: به فرزندان خود احترام کنید (کودک را احمق و نادان و ابله و سفیه نخوانید)، او را گرامی دارید، در مجلس برایش جا باز کنید و با ترشرویی با او برخورد نکنید (جامع الاخبار، 1341، ص124).
مطالعات فراوان نقش احترام و محبت والدین را در تکوین عزت نفس کودک اثبات نموده است. به زعم راجرز، چنانچه مادر رفتار طرد کننده، تحقیر آمیز و سرزنش کننده داشته باشد در آن صورت، کودک عدم تأیید را نشانه ی نپذیرفتن همه ی جنبه های وجودی خود می پندارد. تحقیقات کاپلان نیز عنوان کرده که بزرگسالانی که واجد عزت نفس پایین می باشند، تجارت کودکی سرشار از رویدادهای منفی نظیر مرگ پدر، بستری شدن یکی از والدین و تصورات نادرست از ویژگی های بدنی داغشته اند که سبب شده فرد متقاعد شود که بی ارزش تر از دیگران است. عزت نفس به مجموعه ای احساسات، عواطف، نگرش ها و تجربیات فرد در طول زندگی بستگی دارد که باعث می شود فرد نسبت به خود ارزیابی مثبت داشته باشد و احساس لیاقت و کفایت کند. والدینی که به فرزند نوجوان خود روحیه و امید می دهند، توانایی های او را تحسین و تمجید می کنند، به شخصیت فردی وی احترام می گذارند و اظهار عشق و علاقه مشروط می نمایند، موجب می شوند که اعتماد به نفس و عزت نفس و فرزندشان تأمین شود (شولتز، 1999؛ ترجمه خوشدل، 1372).
کیفیت عملکرد مناسب در رابطه با نوجوانان
1ـ به طور کلی نوجوانان نخست به یک رابطه ی صمیمانه، مطمئن و امن نیاز دارند و سپس مایلند، بزرگسالان آنها را درک کنند، علت احساسات آنها را بشاسند و در برابر اشتباهات و خطاهای آنها صبورانه و منطقی برخور دار نمایند (نوابی نژاد، 1379، ص 29).
2ـ نوجوانان، برای تغییر رفتار خود، بیش از انتقاد و سرزنش و تحقیر، به ستایش و حمایت نیاز درند، آنان بزرگسالانی را دوست می دارند که آنها را بشناسند و مهمترین ها را در آنها جستجو کنند، به آنها علاقمند باشند و با آنان محترمانه و دوستانه رفتار کنند (همان منبع).
3ـ نوجوانان به والدین و مربیانی نیاز دارند که با جدی و قاطع بودن خود، آنها را در زمینه های بهداشت و تندرستی و امنیت، اطاعت و نظم و قانون و پذرش منطق و اعمال اصول مربوط به آنها راهنمایی کند و در صورتی که صداقت ببینند هرگز مقاومت نخواهند کرد. روش های صریح و روشن والدین گاه بهترین عامل مؤثر در تصمیم گیری های صحیح نوجوانان خواهد بود (نوابی نژاد، 1379، ص 29).
4ـ نوجوانان نیاز دارند که والدین به آنچه آنها می گویند گوش فرا دهند و آنها را جدی بگیرند.
5ـ در درک و شناخت و علت و انگیزه رفتار آنها و تشویق به حل به جای پند و اندرز صرف سعی کنند و در فراهم آوردن محیطی که در آن نوجوان آزادانه رشد می کند، تلاش نمایند (نوابی نژاد، 1379، ص 29).
مشخصات نوجوان دارای عزت نفس بالا
ـ مستقل عمل می کند. در استفاده از وقت، پول، لباس.
ـ احساس مسئولیت می کند و خود تصمیم می گیرد.
ـ به دیگران در صورت لزوم کمک می کند.
ـ به پیشرفت هایش افتخار می کند و گاهی از خود تعریف می کند.
ـ از تغییر مثبت و نوآوری استقبال می کند.
ـ عواطف و هیجان های خود را نشان می دهد و ابراز می کند.
ـ مسایل و مشکلات و ناکامی ها را با شکیبایی تحمل می کند (محسنی، 1375).

مشخصات نوجوان دارای عزت نفس پایین
ـ فردی متکی است و تصویری منفی از خود دارد (نمی دانم، نمی توانم)
ـ احساس می کند که دیگران برای او ارزشی قایل نیستند.
ـ در رویارویی با مسایل و مشکلات و ناکامی ها احساس درماندگی می کند.
ـ برای ضعف های خود، دیگران را سرزنش می کند و امور را به شانس نسبت می دهد.
ـ زود ناامید می شود، بهانه جویی می کند و نمی تواند انتقاد را بپذیرد.
ـ عواطف و هیجان های خود را نشان نمی دهد و ابراز نمی کند.
ـ به سهولت تحت تأثیر دیگران قرار می گیرد، به انجام کار، چشم بسته می پردازد (محسنی، 1375).
یکی از وظایف بسیار مهم خانواده شناخت توانایی های نوجوان و عدم انتظارات بالاتر از توانایی وی می باشد، نوجوانان نیز باید با خودشناسی، محدودیت های خود را درک کند، هر یک از ما با مجموعه ای از استعدادها و ضعف ها به دنیا می آییم و در سیر زندگی قرار می گیریم، طبعاً در انجام برخی کارها امکان موفقیت و ارتقاء به سطوح بالا را داریم، و در بعضی دیگر، محدود بوده، تلاش  های بیهوده ما در مورد آنها راه به جایی نخواهد برد. بنابراین اگر فردی به ابعاد گوناگون شخصیت خود پی ببرد و توانایی های بالقوه اش را کشف نماید، تجربه های ناموفق در زندگی فردی و اجتماعی اش کاهش می یابد (شالچی، 1380، ص 6).


عزت نفس بیش از اندازه
سؤالی که اغلب مطرح می شود این است «آیا عزت نفس بیش از اندازه هم وجود دارد؟» نه وجود ندارد. همانطور که نمی توان گفت: کسی بیش از اندازه سالم است، نمی توان گفت: نظام ایمنی بعضی ها بیش از اندازه قوی است. گاه عزت نفس را با تکبر و نخوت و افراط گویی به اشتباه می  گیریم. اما این ویژگی ها با عزت نفس رابطه ای ندارند اما اگر همین ها هم بیش از حد کم باشند نشانه عزت نفس کمتر از اندازه اند. کسانی که از عزت نفس زیاد برخوردارند،خود را برتر از ذیگران نمی دانند و نمی خواهند خود را با معیارهای موجود مقایسه کنند. خوشحالی آنها از آن روست که به آن کسی که هستند می بالند، نه اینکه از دیگران بهترند(براندن1، 2000؛ ترجمه سلسله، 1379،ص44).
عزت نفس و کار
عزت نفس که همیشه یک نیاز شخصی ضروری بوده در دهه آخر قرن حاضر از اهمیت ویژه ای برخوردار شده است، تغییر واقعیت های اجتماعی و اقتصادی چالش های جدیدی برای اعتماد کردنمان به خود ایجاد کرده است. اجازه بدهید معنای اصلی و اولیه عزت نفس را به خاطر آوریم. عزت نفس یعنی اعتماد کردن به توانمندی ذهن و به توانایی خود را اندیشیدن. اگر موضوع را بیشتر بسط بدهیم می توانیم بگوییم که عزت نفس به معنای توانایی یاد گرفتن، انتخاب های درست، تصمیمات بجا و برخورد درست با تغییرات است. ارزش بقای این اعتماد کردن جای شک و تردیدی باقی نمی گذارد. همان طور که خطر از دست رفتن این اعتماد و اطمینان نیز بر کسی پوشیده نیست. بررسی درباره شکست های شغلی نشان می دهد که یکی از دلایل محرز این شکست ها ترس از تصمیم گیری است. اما تنها مقامات عالی رتبه سازمان ها نیستند که باید به قضاوت خود اعتماد کنند. همه به این قضاوت نیاز دارند و شدت این نیاز در هیچ زمانی به اندازه امروز نبوده است(براندن، 2000؛ ترجمه سلسله، 1379، ص 245).
عزت نفس و روان درمانی
در دهه 1950، وقتی کار روان درمانی را شروع کردم به این نتیجه رسیدم که مخرج مشترک بسیاری از پریشانی ها نبود یا کمبود عزت نفس است. به این نتیجه رسیدم که کمی عزت نفس مشکلات روانی عدیده ای تولید می کند و در ضمن دریافتم که مشکلات روانی هم می تواند به کمی عزت نفس منجر شوند. در واقع کمی عزت نفس و مشکلات روانی بر یکدیگر تأثیر متقابل دارند، و همانطور که در مقدمه کتاب هم توضیح دادم به این دلیل بود که عزت نفس توجه مرا به خود جلب کرد.در مواقعی مشکلات ابراز مستقیم عزت نفس رشد نکرده بودند که به عنوان نمونه می توانیم به خجالتی بودن، ترسویی و ترس از ابراز وجود کردن یا صمیمی شدن اشاره کنم. گاه مشکلات نتیجه انکار عزت نفس اندک هستند که به عنوان مثال می توان به رفتارهای کنترل کننده و سلطه آمیز، وسواس های فکری ـ علمی، پرخاشگری بی تناسب، و جاه طلبی های مخرب اشاره کرد. هدف همه این ها این است که شخص می خواهد به احساسی از باور خودتوانمندی، کنترل و رشد شخصی برسد. رسیدن مسائلی که مظاهر و نشانه های عزت نفس اندک بودند به کاهش باز هم بیشتر عزت نفس کمک می کنند. بالا بردن عزت نفس مستلزم رسیدن به جنبه های مثبت است(براندن، 2000؛ ترجمه سلسله، 1379،ص 271).
زبانی تازه برای عزت نفس
اولین قدم برای برای بالا بردن عزت نفس اینست که از قدرت دادن به ندای والد عیب جو و کودک ناتوان خودداری کنید. حق خود را برای انتخاب گفتار سازنده از خود مطالبه کنید. دقیقاً مواظب زبان خود باشید. کلماتی که در صحبت خود به کار می برید، همچون غذایی بر روی جسمتان اثر می گذارد، بر کلیات وجود شما تأثیر می گذارد. از چه نوع رژیم گفتاری پیروی می کنید؟
همانطور که ماری گفت: «من» باید «را برای خود انتخاب نمی کنم».
پل گفت: کلمه مورد علاقه من، «من انتخاب می کنم است».
با شناخت این که او برای رفع احساس گناه و محرومیت زیاد خوردن را انتخاب کرده بود، به این حقیقت واقف شد که ناآگاهانه به جای مواجه شدن با احساسات خویش پرخوری نموده است. او به عوض اینکه منتظر کسی بشود تا او را نجات دهد، بایستی نیازهای خویش را از طریق کوشش هایش به طور سازنده و فعال تأمین می نمود و تصمیم گرفت جسم خود را برای آن منظور مورد استفاده قرار ندهد.
پونی گفت: «وقتی به یاد می آورم هنگامی که از زندان گفتار درون رها شدم چه احساسی داشتم، متعجب می-شوم. واقعاً آزاد تر و مسلط تر بر کارها هستم. ما آن را در خانه به صورت یک بازی در آورده ایم. هر کسی که یکی از آن حرفها را بزند، باید جریمه ای بپردازد».
قسمتی از تأیید و تصویب خود بدین معنی است که از بازی کنترل کننده، کنترل شونده صرف نظر کنیم. عشق جایی برای پشت هم اندازی و زرنگی ندارد. شما از راه دوستی به خود شروع کنید.موقعی که کنترل از میان برود و انتخاب آزاد جانشین آن گردد، صلح درونی بیشتر می شود. هر بار که گفتار کاملاً تازه ای به کار می-برید، خود را تشویق کنید. هر آینه به گفتار گذشته بر می گردید (این کار بخصوص پیش می آید) واژه های کهنه را کنار بگذارید و گفتار خود را تصحیح نمایید.به یاد داشته باشید راهنما می داند که رشد و تغییر به تدریج ایجاد می گردد. برگشت را قبول می کند. هر پیشرفت جزئی را استقبال می نماید و عقب زدن را می-فهمد.آزاد ساختن خودتان از گفتار ارباب رعیتی با خود ممکن است در بدو امر ایجاد اشکال نماید، اما بتدریج جزئی از گفتار درونی شما می شود. شکل زیرکانه کنترل والد عیب جو در حوزه انتظارات پیدا می-شود. قدم بعدی در جاده آزادی به معنی چیدن علف های هرز انتظاراتی است که برای شما رنج آور است (براندن، 2000؛ ترجمه سلسله، 1379،ص 271).
تغییر وضع دادن در پایه و اساس خود
با تغییر به سوی احساسی دایم که در حقیقت کی هستید، شما در خودتان تغییر وضع می دهید. پایه و اساس اقدامات شما اینک از درون به بیرون است نه از برون به درون(براندن، 2000؛ ترجمه سلسله، 1379،ص 271).
آگاهی به تغییر ناپذیری نامحدود و بی شکل مرکز اصلی خودتان سبب می شود که شما به خود، دیگران و دنیا از موضع کاملاً متفاوتی بنگرید. همانطور که کن کیز گفته است: «انسان عاشق در دنیای پر از عشق و انسان متغاهم در دنیای پر از دشمن زندگی می کند. با هر کس که برخورد می کنید آینه شما است» (همان منبع).
توجه به آرامش درون دور نمایی جدید نسبت به فشارهای بیرونی به دست می دهد. مانند این است که در اتاقی آرام و امن هستید و به عوامل مختلف یک توفان بیرونی می نگرید و از تغییرات آن در امان هستید.توجه به درون بدین مفهوم نیست که شما از دنیای خارج دست کشیده دخالتی ندارید. بلکه بدین مفهوم است که شما تحت تأثیر قرار می گیرید. آنهایی که در مقابل فشارهای طاقت فرسا استوار می مانند، با تمامت بزرگتری در ارتباط و از آن شناخت دارند.کوشش برای بیان آنچه تجربه می کنید یا تمرکز در هستی خود مانند این است که بکوشید شرح دهید توت فرنگی چه طعمی دارد. شما باید مزه میوه را چشیده سپس آن را بشناسید.اگر شما فقط این کلمات را بخوانید، تجربه را از دست می دهید. اگر شما به طور جدی و مصرانه توجه به مرکزیت را تمرین می کنید به واقعیت خود می رسید(براندن، 2000؛ ترجمه سلسله، 1379،ص 271).


نتیجه گیری عزت نفس
یکی از موفق ترین روش های برقراری رابطه ی انسانی با نوجوان، حفظ و تأمین عزت نفس و خود باوری در نوجوان می باشد. خودباوری مثبت عبارت است از اینکه فرد خود را شایسته ی مواجهه با چالش های زندگی و لایق شادی ها بداند که از دو جزء تشکیل شده است (براندن، 2000؛ ترجمه سلسله، 1379، ص 106).
1ـ کارآمدی شخصی:که عبارت است از اعتماد داشتن به توانایی های فردی برای اندیشیدن، یادگرفتن، یادگرفتن، انتخاب کردن و تصمیم گیری مناسب (همان منبع).
2ـ عزت نفس: که عبارت است از قضاوت و ارزشمندی که فرد برای خود قایل است و اینکه دست یابی به اهداف، موفقیت، دوستی، احترام، انجام موفقیت آمیز امور و شادکامی در شأن ماست. در حقیقت خودباوری یک نیاز اساسی و برای تکامل متعادل و سالم شخصیت انسان عنصر بسیار ضروری است. هرچه خودباوری بیشتر باشد، محرک درونی بیان عقاید و ثبات شخصیت قوی تر می شود. خود باوری ماهیتی شناختی دارد. بنابراین با افزایش اطلاعات، آگاهی ها و دانش فردی تقویت می شود، در حالی که عزت نفس نوعی احساس ارزشمندی است که عواطف، خصوصاً نیاز به عشق و محبت در دوران کودکی نقش تعیین کننده ای در بروز آن در شخصیت نوجوان دارد. عزت نفس و خودباوری ماهیتی اجتماعی نیز دارد، چنانچه ویلسن اسکایف1 اشاره می کند، گرایش به پذیرش رفتار بر اساس تقدم های بیرونی و به صورت اختیاری یک پدیده ی اجتماعی شده است. احساس نیازهای اجتماعی معنی ذاتی خودشان را ندارند و تقریباً همه ی مفهومشان بیرونی است، احتمالاً به طور کامل از بیرون ارجاع داده شده اند. سازمان های مهم مانند خانواده، مدرسه و نهادهای مذهبی که یه طور جدی ما را آموزش می دهند، تا به آنچه که برای فکردن گفته شده بیاندیشیم و آنچه را برای احساس کردن به ما گفته شده احساس کنیم و آنچه را برای دیدن گفته شده ببینیم و آنچه را برای دانستن به ما گفته شده بدانیم نقش مهمی دارند (براندن، 2000؛ ترجمه سلسله، 1379، ص 106).
[ چهارشنبه 30 مهر‌ماه سال 1393 ] [ 02:31 ب.ظ ] [ حسن زارع ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

تبلیغات
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 24878