قالب وبلاگ

X
تبلیغات
رایتل

روانشناسی مثبت نگر
روان شناسی یادگیری،شیوه های مطالعه، مهندسی معکوس تست های کنکور 
آخرین مطالب
بازی های جذاب و مهیج
تأثیر آموزش ابراز وجود بر رفتار خود ابرازی دانش آموزان مقطع دبیرستان شهرستان نایین

چکیده
هدف از این پژوهش، بررسی میزان تأثیر آموزش ابزار وجود بر رفتار خودابرازی دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان نایین و نیز مقایسه میزان تأثیر این آموزش بود.از اهداف دیگر پژوهش، بررسی رابطه ابراز وجود با عملکرد تحصیلی و وضعیت اقتصادی این دانش آموزان است.
شیوه نمونه گیری به صورت خوشه ای تصادفی انجام گرفت.بدین منظور 40 نفر از دانش آموزان دختر و پسر(20 دختر و 20 پسر)در سال تحصیلی 81-1380 که در پرسشنامه خودابزاری پایین ترین نمره را به دست آورده بودند، به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و دو گروه گواه قرار گرفتند. آموزش ابراز وجود برروی گروههای آزمایش به اجرا درآمد و گروههای گواه این آموزشها را دریافت نکردند.طول مدت آموزش سه هفته و به طور متوالی بود.پرسشنامه ابراز وجود، قبل از آموزش به عنوان پیش آزمون و پس از آموزش به عنوان پس آزمون بر روی گروههای گواه و آزمایش اجرا گردید. سؤالات پرسشنامه قبل از اجرا تحلیل شد و ضریب آلفای کرونباخ آزمون برابر با 7/0 محاسبه گردید.
نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش ابراز وجود در گروه آزمایش به طور معنی داری رفتار خودابرازی را نسبت به گروه گواه افزایش داد(0 p )همچنین، تفاوتبین میانگین نمرات ابراز وجود در پسران و دختران معنی دار بود(04/0 p )، و میانگین نمرات ابراز وجود در دانش آموزان پسر بیش از دانش آموزان دختر به دست آمد.
نتایج تحقیق همچنین نشان داد که بین نمرات ابراز وجود و عملکرد تحصیلی رابطه وجود دارد(02/0 p )، ولی این رابطه برای وضعیت اقتصادی، تحصیلات مادر و پدر، تعداد اعضای خانواده، سن و پایه دانش آموز معنی دار نبود.
کلید واژه ها:آموزش ابراز وجود، رفتار خودابرازی، عملکرد تحصیلی.  
مقدمه
مبحث ابراز وجود 1 را نخستین بار اندروسالتر 2 (1949)، مطرح کرد.او از افکار پاولف درباره برانگیختگی و بازداری 3 ، تأثیر پذیرفته بود، سالتر عقیده داشت که بعضی از افراد بیشتر متمایل به عمل مداری 4 هستند و حالت برانگیختگی زیادی دارند.بعضی دیگر بیشتر به حالت نوروتیک متمایل اند، یعنی حالت بازداری در آنها بیشتر است.منظور سالتر از برانگیختگی، حالتی است که در آن افراد می توانند تمام توان های خود را چه از نظر شناختی و چه از نظر عاطفی به فعل برسانند(فقیرپور، 1377).به عقیده جاکوبسکی 5 (1973)افرادی که رفتار خودابرازی نسبتا پایینی نشان می دهند باور ندارند که در احساسات، باورها یا عقایدشان حقی دارند.این افراد این اصل را که احساسی شبیه دیگران دارند، رد می کنند.در نتیجه آنها نمی توانند زمینه های اعتراض علیه سوء استفاده یا بدرفتاری را پیدا کنند.این امر نشان می دهد که ادراکات، عقاید، (1)- Assrtiveness
(2)- Andrew Salter
(3)- Excitation and inhibition
(4)- Action-oriential
(5)- Jakubowski
احساسات و خواسته هایشان را نسبت به دیگران کمتر مهم یا درست می دانند(به نقل از دیویس، اشلمن و مک کی 1 ، 1988).
آموزش ابراز وجود 2 ، یکی از روشهایی است که ممکن است به افراد کمک کند تا مهارتهای مورد نیاز در تعاملات اجتماعی را فراگیرند و بتوانند احساسات و خواسته هایشان را با در نظر گرفتن احساسات و خواسته های دیگران بیان کنند.عابدی، روشهای مورد استفاده در آموزش ابراز وجود را شامل روشهای شناختی و رفتاری می داند.در تکنیک های شناختی این اصل مورد توجه قرار می گیرد که فرد به علت شناخت های غلط و تحریفات شناختی، از انجام رفتار ابراز وجود امتناع می کند. روشهای رفتاری بر آموزش گام به گام و تدریجی رفتارهای توأم با ابزار وجود تأکید می کند(عابدی، 1378، ص 17)، روشهای شایع مورد استفاده در آموزش ابراز وجود شامل روش تمرین رفتار 3 ، روش حداقل پایین مؤثر 4 و روش شدت بخشی 5 می باشد.
فرانکوئیز و همکاران 6 (1999)، بهبود رفتار دانش آموزان در کلاس را با استفاده از راهبردهای انظباط خودابرازانه نشان داده اند.این محققان تعدادی از دانش آموزان را که دارای مشکلات رفتار گسیخته، نداشتن انگیزبش و موقعیت تحصیلی ضعیف بودند، انتخاب کردند.مداخلات به صورت چند عاملی انجام شد و شامل انظباط خودابرازانه و شیوه های آموزشی بود.اطلاعات پس از مداخله آشکارکرد که این راهبردها تأثیر مثبت و معنی داری بر متغیرهای مورد مطالعه داشته است.تامسون و همکاران(1996)، یک برنامه درسی آموزش ابراز وجود را به 22 دانش آموز دبیرستانی ارائه دادند.مؤلفه شناخت و نگهداری اطلاعات رمزی خودابرازی با پیش آزمون ها و پس آزمون های چند گزینه ای اندازه گیری گردید.مؤلفه های عملکرد، جنبه های کلامی و غیرکلامی رفتار خودابرازی را در بر می گرفت که در موقعیت های بازی نقش اندازه گیری می شد. هنگامی که گروههای آزمایش با گروههای گواه در ارزیابی شناختی مقایسه شدند، تأثیرات معنی داری برای درمان، ارزشیابی و تعامل آنها به دست آمد.کومئو و هایبرت 7 (1997)، نیز در بررسی مفهوم سازی درباره خصیصه هایی از ابراز وجود که با تعداد (1)- Daviss,Eshelman
Makey
(2)- Assertiveness training
(3)- Behavior rehearsal
(4)- Minimal Effect Response
(5)- Escalating
(6)- Francois et al
(7)- Comeau
Hiebert
9 شرکت کننده در آغاز و پایان یک برنامه آموزش گروهی ابراز وجود مورد ارزیابی قرار می گرفت، متوجه شدند، شرکت کنندگانی که در آموزش شرکت کرده بودند، تا حد زیادی از برنامه های ابراز وجود استفاده نمودند.در بررسی دیگری استوارت و لی وایس(1986)، تأثیر آموزش ابراز وجود را بر رفتار خودابرازی و عزت نفس دانش آموزان دبیرستانی سیاهپوست مورد تحقیق قرار دادند.نتایج تفاوت معنی داری بین نمرات پسران و دختران در ثبت اندازه های ابراز وجود به دست داد.
بهرامی(1375)، جرأت ورزی را به عنوان یک روش صرفا رفتاری و نیز تلفیقی از جرأت ورزی و بازسازی منظم منطقی، بر روی سه گروه از دانش آموزان مضطرب اجتماعی دوره راهنمایی اجرا نمود.نتایج نشان داد که مداخله جرأت ورزی به تنهایی به عنوان یک تکنیک رفتاری و نیز تلفیقی از مداخله های جرأت ورزی و درمان شناختی، هر دو در بهبود نوجوانان مبتلا به اضطراب اجتماعی مؤثر می باشند.
با توجه به مطالعات انجام شده مبنی بر تراکم جمعیت دانش آموزان در دوره دبیرستان و نیز میزان بالای رفتار توأم با عدم ابراز وجود در این دوره اهمیت پژوهش فوق مشخص می گردد.هارجی و همکاران 1 ، در زمینه اهمیت و لزوم آموزش ابراز وجود معتقدند:«وقتی افراد متوجه شدند که دیگران حقوق آنها را مراعات نمی کنند، آزرده، خشمگین و ناراحت می شوند.این مشکل ریشه های تربیتی دارد و ناشی از پرورش آنها به دست والدین بسیار سختگیر است که فرزندان خود را می بینند؛اما حرفهای آنها را نمی شنوند.این گونه افراد در مدرسه یاد می گیرند که معلمان بچه های ساکت را دوست دارند، ولی آنها بعدها به سختی می توانند بر سلطه پذیری های بازمانده از دوران تحصیل و آموزشهای خانوادگی خویش فایق آیند»(هارجی و همکاران، 1994، ص 318).
هدف پژوهش فوق بررسی تأثیر آموزش ابراز وجود بر رفتار خودابرازی دانش آموزان دختر و پسردبیرستانی و نیز مقایسه میزان تأثیر این آموزشها در این افراد است.بدین منظور از روشهای آموزش اصول نظری ابراز وجود، آموزش و مهارتهای ارتباطی کلامی و غیرکلامی، الگوسازی، ایفای نقش و تمرین رفتار به منظور افزایش رفتار خودابرازی در آنها استفاده گردید.پژوهشهای زیادی موفقیت آمیز بودن روشهای (1)- Hargie et al
آموزش ابراز وجود را مورد بررسی قرار داده اند؛اما میزان تأثیر این آموزشها در دختران و پسران مورد بررسی قرار نگرفته است.پژوهش حاضر میزان تأثیر این آموزشها را در دختران و پسران به صورت تحلیل آماری مورد بررسی قرار داده است.
روش
این پژوهش، تجربی از نوع تحقیقی و طرح تحقیق آن پیش آزمون، پس ازمون با چهار گروه می باشد.
متغیرهای مستقل در این تحقیق شامل:هشت جلسه آموزش 2 ساعته ابراز وجود که به صورت گروهی در 3 هفته پیاپی بر روی گروه آزمایش انجام گردید، و نیز جنسیت، یعنی میزان تأثیر آموزش ابراز وجود در پسران و دختران(تعامل یا تأثیر متقابل آموزش و جنسیت)، بوده است.متغیر وابسته، رفتار خودابرازی و متغیرهای همگام، سن، سطح اقتصادی، معدل، شغل پدر و...بودند که با تحلیل کوواریانس تحت تسلط آماری قرار گرفتند.
جامعه آماری در این تحقیق، کلیه دانش آموزان دختر و پسردبیرستانی شهر نایین در سال تحصیلی 81-80 بوده و برای نمونه گیری از شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه ای استفاده گردید.ابزار آماری مورد استفاده این پژوهش دو پرسشنامه بوده است: 1-پرسشنامه خودابرازی:این پرسشنامه شامل 20 سؤال است و ضریب پایانی (آلفای کرونباخ)آن برابر با 7/0 محاسبه گردید. 2-پرسشنامه ویژگیهای جمعیت شناختی دانش آموزان و والدین آنها.
پس از اجرای پرسشنامه خودابرازی، 40 نفر از دانش آموزان دختر و پسر که پایین ترین نمره(41 به پایین)را در این آزمون به دست آورده بودند، انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش دختر و پسر و دو گروه گواه دختر و پسر، جایگزین گردیدند.سپس در گروههای آزمایش، 8 جلسه 2 ساعته آموزش ابراز وجود در 3 هفته پیاپی اعمال شد.برای آموزش ابراز وجود از شیوه آموزش قاطعیت فنسترهایم و بر 1 (1977)، استفاده گردید.به منظور تجزیه و تحلیل یافته ها از روش تحلیل کوواریانس استفاده شد.تمام این تحلیل های آماری با استفاده از نرم افزار SPSS انجام گرفت.
(1)- Fensterheim
Baer
آزمون فرضیه های تحقیق
فرضیه 1:آموزش ابزار وجود در گروه آزمایش رفتار خودابرازی را به طور معنی داری نسبت به گروه گواه افزایش می دهد.
نتایج تحلیل کوواریانس تأثیر آموزش ابراز وجود و جنسیت بر رفتار خودابرازی دانش آموزان در جدول 1 ارائه شده است:
جدول 1-تحلیل کوواریانس تأثیر آموزش ابراز وجود و جنسیت بر افزایش نمرات خودابرازی
(به تصویر صفحه مراجعه شود)
چنانکه در جدول 1 مشاهده می شود تفاوت بین دو گروه معنی دار است(0 p ) لذا فرضیه 1 تأیید می شود.میزان این تفاوت یا تأثیر آموزش 54/0است.یعنی 54درصد واریانس نمرات، (تفاوتهای فردی در نمرات افزایش)، مربوط به عضویت گروهی یا تأثیر آموزش بوده است.
میانگین نمرات افزایش ابراز وجود دو گروه در جدول 2 و نمودار 1 ارائه شده است.
جدول 2-میانگین های برآورد شده و انحراف استاندارد نمرات ابراز وجود گروههای آزمایشی و گواه پس از بررسی پیش آزمون
(به تصویر صفحه مراجعه شود)
نمودار 1-میانگین نمرات ابراز وجود در دو گروه آزمایش و گواه
چنانکه مشاهده می شود افزایش ابراز وجود در گروه آزمایش بیشتر از گروه گواه بوده است. فرضیه 2:بین میانگین نمرات ابراز وجود در پسران و دختران تفاوت وجود دارد.
چنانکه در جدول 1 مشاهده می شود این تفاوت معنی دار است(05/0 p )، لذا فرضیه 2 تأیید می شود.میزان این تفاوت 14/0 است.یعنی 14 درصد واریانس نمرات ابراز وجود مربوط به تفاوتهای جنسی می باشد.میانگین ها و انحراف استانداردهای برآورده شده نمرات ابراز وجود دانش آموزان پسر و دختر پس از بررسی سایر متغیرها در جدول 3 و نمودار 2 ارائه شده است.
جدول 3-میانگین های برآورده شده و انحراف استاندارد نمرات ابراز وجود در دو گروه دانش آموزان پسر و دختر
(به تصویر صفحه مراجعه شود)
نمودار 2-میانگین های برآورد شده نمرات ابراز وجود در دو گروه دانش آموزان دختر و پسر
چنانکه مشاهده می شود میانگین نمرات ابراز وجود در دانش آموزان پسر بیشتر از دانش آموزان دختر بوده است. فرضیه 3:بین نمرات ابراز وجود و وضعیت اقتصادی رابطه وجود دارد.
نتایج جدول 1 نشان می دهد که این رابطه معنی دار نیست(22/0 p )، لذا فرضیه 3 تأیید نمی شود.یعنی طبقات اقتصادی بالا از نظر ابراز وجود با طبقات متوسط و پایین تفاوتی ندارد. فرضیه 4:بین نمرات ابراز وجود و عملکرد تحصیلی رابطه وجود دارد.
چنانکه در جدول 1 مشاهده می شود این رابطه معنی دار است(02/0 p )، لذا فرضیه 4 تأیید می گردد.میزان این رابطه(واریانس مشترک)18/0 است.یعنی 18 درصد واریانس نمرات ابراز وجود مربوط به واریانس نمرات عملکرد تحصیلی می باشد.این رابطه مثبت است(42/0+ r ).
یافته های فرعی
چنانکه در جدول 1 مشاهده می شود رابطه بین نمرات ابراز وجود و متغیرهای زیر معنی دار نبود.تحصیلات مادر و پدر، تعداد اعضای خانواده، سن و پایه دانش آموز.
بحث و نتیجه گیری
نتایج حاصل از فرضیه اول نشان می دهد که آموزش ابراز وجود در گروه آزمایشی رفتار خودابرازی را به طور معنی داری نسبت به گروه گواه افزایش می دهد.
نتایج حاصل از این فرضیه با نتایج یافته های تامسون و همکاران(1996)و بهرامی(1374)، همخوانی دارد.علت تأثیر آموزشها تغییرات شناختی و رفتاری است که آزمودنی ها در جریان درمان کسب می نمایند و این تغییرات را تا مدتهای مدید حفظ می نماید.در واقع این آموزشها شیوه نگرش افراد را تغییر می دهد و در عین حال آنها را به حقوقشان واقف می نماید.فنسترهایم و بر معتقدند:«فرد همین که یاد بگیرد برای احقاق حقوق خود ایستادگی کند مردم نیز نسبت به او واکنش متفاوتی خواهند داشت.این امر او را به تجاربی در زندگی راهنمایی می کند.او تغییر کرده و رشد یافته است در نتیجه درباره آنچه می خواهد و لازم دارد ایده های روشن تری به دست می آورد»(فنسرهایم و بر، 1997، ترجمه چینی، 1378، ص 48).یکی دیگر از علل تأثیر آموزشها این است که افراد دارای رفتار غیر خودابرازانه دارای عادتهای مزاحم هستند، چرا که یاد گرفته اند کارها را به طور نادرست انجام دهند.این افراد در جریان کاری که قصد دارند انجام دهند با مشکل مواجه شده و با رفتار انفعالی یا پرخاشگرانه واکنش نشان می دهند.دریافت کنندگان این آموزشها در جریان درمان به علت رفتار ناخواسته و غیرطبیعی خود پی می برند و شیوه های کنار آمدن با آنها را می آموزند.همچنین آموزشها، افراد را در برقراری یک الگوی روان شناختی جدید مبتنی بر بینش مثبت نسبت به احساسات و رفتار خود یاری می دهند.
در مورد فرضیه دوم مشخص شد که بین میزان تأثیر آموزش ابراز وجود در پسران و دختران تفاوت وجود دارد.با توجه به میانگین های افزایش نمرات ابراز وجود در دو گروه پسران و دختران(به ترتیب 09/53 و 06/48)، میانگین نمرات پسران بیشتر از دختران بوده و پسران رفتار خود ابرازی بیشتری نسبت به دختران نشان داده اند. یافته های حاصل از آزمون این فرضیه با نتایج تحقیق استوارت و لی واریس(1986)، همخوانی دارد.از آنجا که پسران تعاملات اجتماعی بیشتری نسبت به دختران دارند و جامعه نیز رفتار خودابرازی را یک رفتار مردانه تلقی می کند، همچنین انتظارات اجتماعی از نقش مردانه رفتارهایی توأم با اقتدار و قدرت تصمیم گیری بیشتر نسبت به زنان می باشد، در نتیجه تأثیر بیشتر مداخلات درمانی در پسران دور از انتظار نیست.کان در این باره معتقد است:«جامعه از زن ها انتظار دارد که ابراز وجود نکنند.زنها نیز نه تنها این طرز تلقی را می پذیرند و این تصور قالبی را اجابت می کنند، بلکه از انجام رفتارهایی که با نقش زنانه آنها هماهنگی ندارد نیز اجتناب می ورزند»(کان، 1981، ص 14).در واقع یک نوع انتظار ایده آلی که زن ها از خود داشته و جامعه نیز آنها را به عنوان هنجارهای زنانه پذیرفته است مانند انتظاراتی که زن ها را منفعل و مطیع، پذیرا، گرم، دوست داشتنی و همدرد می شناسد، باعث پذیرفته نشدن ابراز وجود در آنها می شود و می تواند تأیید کننده این فرضیه باشد که آموزش ابراز وجود نیز رفتار آنها را کمتر از مردان تحت تأثیر قرار می دهد.
نتایج حاصل از فرضیه سوم مبنی بر ارتباط بین نمرات ابراز وجود و وضعیت اقتصادی نشان می دهد که این رابطه معنی دار نیست، یعنی طبقات اقتصادی بالا از نظر ابراز وجود با طبقات متوسط و پایین تفاوتی ندارند.در توضیح علت این امر می توان گفت که طبقات اقتصادی بالا یاد گرفته اند که با بسیاری از الزامات روزانه خود به صورت مناسبی کنار بیایند.جامعه نیز از آنها انتظار دارد که هنجارهای اجتماعی را بپذیرند و در چهارچوب قوانین اجتماعی عمل نمایند.افراد طبقه پایین اقتصادی نیز همگام با پیشرفت جوامع و آشنا شدن آنها با حقوق خود، به نحو لازم در احقاق حقوق خود می کوشند.بنابراین معنی دار نبودن رابطه بین نمرات ابراز وجود و وضعیت اقتصادی در افراد این طبقه طبیعی به نظر می رسد.
نتایج حاصل از فرضیه چهارم نشان می دهد که بین نمرات ابراز وجود و عملکرد
تحصیلی رابطه وجود دارد.یافته های حاصل از این تحقیق با نتایج تحقیق فرانکوئیز و همکاران(1999)، همخوانی دارد.افرادی که رفتار خودابرازی دارند و قاطع هستند بازداریهای هیجانی کمتری را تجربه می کنند.بازداریهای هیجانی مانند استرس و اظطراب، کارکرد فر را در اکثر رفتارها از جمله عملکرد تحصیلی، تحت تأثیر قرار می دهند.بنابراین می توان گفت که مشکل در ابرازوجود می تواند در تواناییها و استعدادهای فرد از جمله توانمندی های ذهنی و تفکر منطقی او اثر منفی داشته باشد. این مشکل نیز مانع یادگیری مناسب خواهد شد.
نتایج یافته های اضافی تحقیق، حاکی از عدم رابطه بین نمرات ابرازوجود و متغیرهای تحصیلات مادر و پدر، تعداد اعضای خانواده، سن و پایه دانش آموز بود.با توجه به نتایج که نشانه عدم رابطه وضعیت اقتصادی خانواده و ابرازوجود بود (فرضیه 3)، می توان نتیجه گرفت که متغیرهای تحصیلات مادر و پدر و تعداد اعضای خانواده نیز رابطه معنی داری با ابرازوجود نداشته باشند.
با توجه به اینکه درصد بالایی از دانش آموزان دوره متوسطه دارای رفتار توأم با عدم ابرازوجود می باشند و با توجه به نتایج حاصل از پژوهش حاضر مبنی بر تأثیر مثبت آموزش ابرازوجود بر رفتار خودابرازی و نیز عملکرد تحصیلی آنها، می توان گفت که آموزش ابراز وجود می تواند مهارتهای موردنیاز را در دانش آموزان دارای رفتار غیر خودابرازانه به وجود آورد و عملکرد تحصیلی آنها را هم بهبود بخشد، لذا توصیه می شود در برنامه های آموزشی دانش آموزان دوره متوسطه این آموزشها گنجانده شود تا مشاوران و مربیان تربیتی ضمن تدریس کتابهای مربوط، مهارتهای لازم را به دانش آموزان نیازمند بیاموزند.
نتایج همچنین حاکی از تأثیر بیشتر آموزشها در پسران نسبت به دختران است، لذا پیشنهاد می شود علل تأثیر کمتر این آموزشها در دختران مورد بررسی قرار گیرد تا دختران دبیرستانی با توجه به نقش خود بتوانند علی رغم انتظارات اجتماعی مبتنی بر رفتار انفعالی و همدلانه از حقوق خود به نحو لازم دفاع کنند.
منابع
بهرامی، ف .(1374)، مقایسه روشهای آموزش رفتار خودابرازی به دانش آموزان کم جرأت دختر دبیرستانی با شیوه های مشاوره گروهی و مشاوره فردی در شهر اصفهان سال 75-74، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه علامه طباطبایی، تهران.
عابدی، م.(1378)، آموزش تکنیک های رفتار درمانی در مشاوره(جلد اول)، واحد آموزش و پژوهش کلینیک مشاوره و درمان آموزش و پرورش استان اصفهان.
فقیرپور، م.(1377)، «نظریه ابرازوجود و کاربرد آن»، ماهنامه پرورشی وزارت آموزش و پرورش سال سیزدهم، شماره هشتم، صص 14-10.
فنسترهایم، ه.و ج بر.(1977)، روان شناسی آموزش قاطعیت، ترجمه ع، چینی، (1375)، تهران، نشر البرز.
ملک پور، م.(1376)، «رابطه تنبیه و خودابرازی در کودکان و نوجوانان»، فصلنامه تعلیم و تربیت، سال سیزدهم، شماره دو.
هارجی، ا.و همکاران.مهارتهای اجتماعی در ارتباطات میان فردی، ترجمه خ، بیگی و م فیروزبخت، (1377)، تهران، رشد.
(به تصویر صفحه مراجعه شود)

[ سه‌شنبه 18 آذر‌ماه سال 1393 ] [ 03:04 ب.ظ ] [ حسن زارع ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

تبلیغات
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 24132